
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق
حکم اللَه و فعل اللَه بودن قول و فعل اولیاء الهی
14یعنی اگر قرار باشد پیغمبر فرموده باشند: جهّزوا جیش اسامة، قطعا اگر اسامه دارای قابلیت و تجربه جنگ و جنگاوری نباشد، قطعا باید پیغمبر و رسول خدا در او این قابلیت را ایجاد كنند، اگر نكنند و منظور رسول خدا واقعاً جنگ باشد، و این جنگ موجب شكست بشود، و این شكست هم موجب ضرر بشود ... چون خیلی از اوقات انسان شكست میخورد، ولی شكست موجب ضرر نیست. خب باید شكست بخورد. دلیل نیست كه انسان هرجا برود ظاهراً پیروز بشود.
اصحاب سید الشهداء هم به حسب ظاهر كشته شدند دیگر. حالا ما اسم این را شكست میگذاریم؟! امام حسین رفت در كربلا و شكست خورد! در مقابل لشكر یزید شكست خورد! خیلی حرف غلطی است. شكست یعنی چه؟ امام حسین با اهلبیت و یارانش به دنبال مسئولیت، و به دنبال تعهّد و به دنبال تكلیف به كربلا رفت و به آن رسید. این رسیدن، یا با زنده ماندن است، یا با شهادت است. شكست معنا ندارد. شكست یعنی چه؟! شكست نداریم. این رسیدن به آن مقصود، یا با غلبه و از بین بردن و فراری دادن لشكر كفر و لشكر شیطان است، یا با غلبه آنها به حسب ظاهر، و كشته شدن و شهید شدن است. هردویش یكی است. تفاوتی ندارد. هردویش یكی است.
امیرالمؤمنین علیه السلام به جنگ صفّین رفت، و به آن منظور كه رسیدن به شام و از بین بردن معاویه و غلبه بر معاویه بود، حضرت نرسید. نرسید دیگر، دیدیم كه نرسید. ولی آیا حضرت شكست خورد؟! نه، شكست نخورد! حضرت وظیفهاش را رفت انجام بدهد، و تكلیف برای او تا اینجا بود. بیش از اینجا نبود. بیش از اینجا نبود. رفت تا اینجا. فلهذا حضرت خودش كاری انجام میدهد كه خود آن مقصود ظاهری، آن مقصود انجام نشود. مواردی عرض كردم در جنگ صفّین اتفاق افتاد، اگر حضرت آنها را انجام میداد، به عنوان یك فرمانده جنگی، به عنوان یك نقشهكش امور جنگی، جنگ به نفع امیرالمؤمنین قطعا تمام بود، ولی حضرت آنها را انجام نداد. ما اگر بودیم چه میكردیم؟ انجام میدادیم دیگر. میرفتیم انجام میدادیم.
