
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
17خود بنده در یك زمانی بود، مرحوم پدرم به من فرمودند نماز شب نباید شما بخوانید! خب حالا او چه میبیند و به چه قسم میبیند؟ بعد هم هرچه میگفتند بخوان، نمیخواندیم! گفتم آقاجان من استصحاب جاری میكنم! هی میگفتند چرا اینقدر تنبلی میكنی؟ گفتم من استصحاب میكنم! گفتند از همه اصول فقط استصحاب را یاد گرفتهای؟ تازه استصحاب در وقتی است كه مخالف نص نباشد، من الآن دارم خودم میگویم بخوان ...! خب دیگر از این كارها و جسارتها خیلی داشتیم!
گفتند كه نباید نماز بخوانید، گفتم بسیار خب. من واقعا آن موقع پَر پَر میزدم برای بلند شدن و نماز شب خواندن. گفتند كه امر است و نباید بخوانی و نمیخواندم. خب چه باید كرد؟ او دارد درست میگوید، آن چیزی را میبیند در من كه من با بیست و دو سال سن آن را نمیبینم ولی او دارد میبیند. میگوید امروز را بخوان، فردا نخوان. پس فردا با این شرائط بخوان. آن تكلیفی متعلق به انسان است كه آن تكلیف از روی اراده و رضای الهی نازل شده باشد و تعلق بگیرد، نه تكلیف فیكس و منضبط خاص آئیننامهای كه ما باید امور خود را نسبت به آن تنظیم كنیم. اگر بخواهد این نحوه باشد، پس بنابراین به دستور و فرمان امام هم دیگر نمیشود عمل كرد. چون دستور او با آن آئین نامه مخالف میشود.
امام صادق وقتی به آن شخص خراسانی میفرماید برو در تنور، آن شخص خراسانی میگوید بروم میسوزم یابن رسول اللَه! آتش را نمیبینید دارد میرود بالا؟ حضرت میفرماید بله دارم میبینم میرود بالا، بفرمایید تشریف ببرید، آن تو گرم تر از اینجاست! او میگوید یابن رسول اللَه ما شما را میخواهیم با یك گرمای معتدل! نه با گرمایی كه ما را بسوزاند!
ما، اماممان را میخواهیم با یك گرمای معتدل! توجه كردید؟ اما گرمایی كه بیاید این نفس را بسوزاند، آن امام را نمیخواهیم. گرمایی كه بیاید تخیلات ما را بسوزاند، آن گرما را نمیخواهیم. گرمایی كه بیاید توهماتِ ما را بسوزاند، آن گرما را نمیخواهیم. گرمای معتدل، میگویند آتش خوب است كه انسان در كنارش گرم بشود، نه اینكه ... خب؛ امام علیه السلام به این دستور میدهد این اطاعت نمیكند؛ مثل ما! ما هم اطاعت نمیكنیم، اگر بودیم اطاعت نمیكردیم دیگر، تازه ما طلبه هستیم، آن بدبخت طلبه هم نبود، او میگفتش كه یابن رسول اللَه خب میمیرُم كه بُرُم اونجا! مشهدی بوده!
