
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق
انطباق کلام اولیاء الهی با تعریف شرع
23آن حقیقت و آن نوری كه از اینجا میآید، وقتی كه در این نفس میآید بر میگردد و چهره خود را تغییر میدهد و به یك چهره مشوّه عبور میكند و میرود جلو. اما نفس ولی، با نفس امام این پیوند را دارد، پس بنابراین اگر ولی یك حرفی را زد كه آن حرف از دیدگاه انسان ممكن است آن حرف مخالف باشد ... ولی! نه مجتهد! توجه كردید؟ مجتهد باید به همین مسائل ظاهر عمل بكند، چون هنوز دستش به ولی نرسیده، صحبت در آنجایی است كه ولی باشد، لذا در مسئله متابعت از كلام امام و از سنت امام، این مسئله اگر استثنا داشته باشد، اختصاص به همان مورد دارد، به همین هارون مكی كه امام صادق علیه السلام فرمودند برو در تنور، اگر فردا هارون مكی خودش بلند شود بیاید، اگر خودش بلند شود بیاید، در منزل امام صادق، ببیند تنور روشن است، حق دارد برود در تنور؟ نه! حضرت كه نگفتهاند! اگر برود میسوزد و خدا پدرش را هم در میآورد! حضرت كه نگفتند تو بروی، برای چه داری میروی؟
خب دیروز گفتند!
خب دیروز گفتند، امروز كه نگفتند!
نمیشود تخطی كرد! و به عنوان یك سنت نمیشود پذیرفت كلام امام را. وقتی كه انسان آن كلام را از امام تلقی كند، اختصاص به همان موقع دارد، مگر این كه امام برای او یك امَدی هم معین كند. ای شخصی كه تو در اینجا آمدی، هر روز كه میآیی اینجا اول باید یك عرض سلام به این تنور بكنی، بعد تشریف بیاوری اینجا بنشینی. اگر این باشد بله، میگوید هر روز باید بروی در تنور. ولی اگر امام علیه السلام بگویند الآن كهآمدی باید این كار را بكنی، این اختصاص به الآن دارد. حق نداری، حتی دو دقیقه دیگر هم حق نداری بروی. اگر حضرت بلند شد رفت، باز هم نمیتوانی، باید ببینی چه گفتهاند.
عین همین مطلب هم در مورد ولی است، اگر ولی آمد یك مطلبی را گفت كه آن مطلب برای انسان شبهه دارد، شما میتوانید دیگر به كتاب عرضه كنید؟ دیگر نمیشود، چرا؟ او الآن از مافوق قوانین و آن آئیننامه دارد صحبت میكند، آن ولی را ما میگوییم كه كلام او كلام اللَه و اراده او ارادة اللَه است، نه هر شخصی كه دو كلام خوانده، یا فرض كنید كه حالی پیدا كرده، یا میتواند تصرفاتی بكند، یا میتواند كلام غیر عادی بگوید، ما به او ولی نمیگوییم، او شخص عادی است، افراد عادی هستند، اطاعت از آنها واجب نیست، بلكه حرام است، و انسان باید مطالب را با آن یقینیات بسنجد. اما آن ولی الهی: مرحوم قاضی رضوان اللَه علیه است، این شخص! مرحوم آقا رضوان اللَه علیه است، استاد ایشان، آخوندِ ملا حسینقلی همدانی، این افراد! این افراد. اگر اینها یك حكمی كردند، مثلافرض كنید كه باید شما از هم جدا شوید، آیا انسان واجب است اطاعت بكند یا نه؟ واجب میشود، چرا؟ چون میشود كلام امام.
