
عدم امکان توصیف مقام و مرتبه اولیاء الهی
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق
عدم امکان توصیف مقام و مرتبه اولیاء الهی
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق
عدم امکان توصیف مقام و مرتبه اولیاء الهی
11امام علیه السلام میتواند مرده زنده كند، نمیتواند زنده كند؟! امام است دیگر! حالا ولی الهی نمیتواند زنده كند؟! به جدّم زنده میكند، خودم با چشمم دیدم، این كه دیگر عیب ندارد حالا، خصوصیاتش بماند. نه شعبده بوده، نه جادو بوده، نه سحر بوده، نه خواب بوده؛ همانطوری كه الآن دارم با چشمم شما را میبینم، نه خواب دارم میبینم و نه چیز دیگر، همینطور دیدم.
مرحوم آقا میفرمودند یكی از اولیای الهی، این قضیه را از آقای انصاری نقل میكنند. خب ببینید! خودشان هم در معاد شناسی مگر نیاوردهاند؟! ما اصلا نباید در مجالس با این قضایا وقتمان را بگذرانیم و تلف كنیم، چیزهایی كه لازم به گفتن نیست. حالا از باب نمونه، آمد دیگر، یك ذكری هم از مرحوم انصاری همدانی بشود. نمیدانم این قضیه را در همین مطلع انوار آوردهاند یا نیاوردهاند؟ اگر نیاوردهاند كه خب حالا بایستی كه بیان كنیم یكی از افراد، خودش برای مرحوم آقای انصاری تعریف میكرد. میگفت من با عرفان و این مطالب مخالف بودم، و مفصّل است جریانش؛ تا یك سفری كه در نجف بودیم، از كوفه به نجف میخواستیم برویم، منتظر قطار بودیم آن موقع ظاهرا از این درشكه ریلیها بود، قطار ریلیها بود تا نجف یك شخصی آمد و لباس عادی به تن داشت. گفت بیا با هم برویم قدم بزنیم، یواش یواش با هم برویم من در سابق این مطلب را خودم در نوشتجات آقا خوانده بودم. از زمان طفولیت، خوشم میآمد؛ یك دفترچهای ایشان داشتند، در آن با مداد هم نوشته بودند! فرمایشات مرحوم آقا، چقدر ایشان منضبط بودند، در شب فلان، تاریخ فلان. بعد من، كوچك بودم، آن موقع دوازده سیزده سالم بود، میآمدیم سر این كتابچههای آقا، اینها را برمیداشتیم میخواندیم، این قصهها و این حكایات را؛ این را از آن زمان یادم است.
بله، به اتفاق حركت كردیم و گفتم كه من مخالفم و این حرفها را قبول ندارم، صحبت اولیای الهی شده بود. گفت: تو چه میخواهی ببینی كه اعتقاد پیدا كنی بر این كه این راه هست، این مسیر هست، و این مطالب هست؟ گفت چه میخواهی ببینی؟
