
إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق و خصوصیات مربوط به اشهر ثلاثه(رجب شعبان رمضان)
إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
10اولیاء الهی در این مسئله در مصالح و مفاسد، حضور عینی و شهودی دارند و امر و نهی بر آن اساس میكنند، نه اینكه یك چیزی به گوششان رسیده و بعد بر آن اساس یك شخصی را امر میكنند و بعد معلوم میشود كه خلاف است؛ نه! خلاف نیست. ممكن است در بعضی موارد صورت مسئله با آنچه را كه گفته میشود تنافی داشته باشد، ولی حاقّ قضیه ثابت است و به خاطر حاقّ قضیه است كه این مطلب را مطرح میكنند، این امر را میكنند، یا آن نهی را میكنند. آنوقت شخص خیال میكند كه نه، اشتباهی مطلب را گفتهاند، بر اساس آن اشتباه حالا ایشان تصمیم گرفته؛ مسئله این نیست.
بنابراین صحبت در حجّیت فعل ولی، به اینجا ختم شد كه فعل ولی از نقطه نظر انطباق بر مصالح واقعیه و بر مفاسد واقعیه از نقطه نظر انطباق عین فعل امام است، از این باب كه اطّلاع ولی در اسماء و صفات الهیه، با امام علیه السلام تفاوتی ندارد، مگر از نظر سعه وجودی، كه سعه وجودی هیچ ارتباطی به عالم تربیت، و به عالم تزكیه ندارد. این مطلب كه گفته میشود عارف در یك اسم از اسامی الهی یا در دو اسم، مظهر و مجلای اوست، اما امام علیه السلام در همه اسامی، این حرفها هیچگونه اصلی ندارد، چطور این كه راجع به این مسئله صحبت شد.
اما این سخن كه ما باید فعل ولی را عرضه بداریم بر كتاب و سنّت، مگر ما عرضه نمیداریم؟ این همه آیات قرآن داریم فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ1؛ این مگر آیه قرآن نیست؟ مگر عارف باللَه اهل ذكر نیست؟ اگر ذكر نیستند پس اهل ذكر كیست؟ اهل ذكر و اهل توجه و اهل اشراف كیست؟ اگر عارف باللَه نیست؟ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ، از اهل ذكر باید بپرسید، اینها كه هستند؟ و یا در آیه شریفه وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا2، در آنجایی كه ما علم داریم بر اینكه ولی الهی به نحو اجمال اطلاع دارد، علم اجمالی شرعا و عقلا منجّز است. وقتی یك شخصی نسبت به یك موضوعی علم اجمالی دارد، باید آن علم اجمالی را تنفیذ كند و نسبت به آن ترتیب اثر بدهد. حالا مضافاً بر اینكه بعدا خودش به علم تفصیلی خواهد رسید. شما نسبت به امام علیه السلام هم علم اجمالی دارید؛ مگر شما به آنچه كه امام علیه السلام میگوید اشراف دارید؟ چه كسی اشراف دارد؟ بیاید بگوید! كی اشراف دارد؟ مگر نسبت به آنچه كه امام حسن علیه السلام امر و نهی میكند ما اشراف داریم؟ نخیر، اشراف نداریم. اشراف وقتی داریم كه علم تفصیلی پیدا كنیم، ما همان دیدگاه امام علیه السلام نسبت به این مسئله را به همان كیفیت داشته باشیم. این میشود علم تفصیلی، این دیگر از مرحله اجمال بیرون میآید.
- النحل (١٦) آيه ٤٣.
- الإسراء (١٧) آيه ٣٦.
