
إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق و خصوصیات مربوط به اشهر ثلاثه(رجب شعبان رمضان)
إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
7سعه وجودی عارف نسبت به امام علیه السلام، مثل سعه وجودی امام علیه السلام است نسبت به رسول اللَه. رسول اللَه در مقام تشریع، مگر مطلبی اضافه بر آنچه كه امام علیه السلام مطرح میكند مطرح كرده است؟ مطلبی مطرح نكرده، همان دید و همان موقعیت و همان بینش و همان نظرهای كه رسول خدا نسبت به تشریع دارد، و بر اساس مصالح و مفاسد افراد احكام را از مقام وحی تشریع میكند و پایین میآورد، همان دیدگاه در امام علیه السلام است و آن مسئله را پایین میآورد. امام علیه السلام نسبت به این شخص، این مطلب را میگویند؛ نسبت به فرد دیگر مطلب دیگر را میگویند. در او، آن مصلحت است، اینطور باید مطرح بشود، در دیگری مصلحت دیگری است، جور دیگر باید مطرح بشود. ما چون نمیدانیم، لذا سؤال میكنیم: یابنرسولاللَه هر دو كه آمدند و یك سؤال كردند، چرا دو جواب فرمودید؟ خب ما كه خبر نداریم كه الآن این سائل چه موقعیتی دارد، چه خصوصیتی دارد، در چه شرایطی قرار دارد، در چه موقعیتی قرار دارد؛ ما فقط یك سائلی میبینیم و سؤالی كه از یك مطلب كرده است.
خیلی عجیب است! از امام علیه السلام سؤال میكنند كه آقا ما با شما مخالف بودیم حالا ناصبی است حج انجام دادیم.
حضرت میفرمایند: عیبی ندارد، حجّت درست است، حالا اگر بعدا رفتی انجام دادی بهتر است.
یك شخص میآید همین سؤال را از امام میكند، حضرت میفرمایند: حجّت باطل است! برو دوباره انجام بده.
چی شد؟ اگر ملاك ناصبی بودن است، خب این هم ناصبی است. هر دو ناصبی، ناصبی یعنی كسانی كه مخالف هستند و با امام علیه السلام در نُصْب قرار دارند و در تقابل قرار دارند. چرا در آنجا امام علیه السلام میفرمایند: حجّت درست است، اما اگر بروی بعدا هم توفیق پیدا كردی انجام بده؟ چرا؟ امام علیه السلام دارد نگاه میكند به خصوصیت نفس این در وقتی كه داشته این حج را انجام میداده، نفس این چه نوع تقابلی با امام داشته؟ تقابلش خیلی بوده یا كم بوده؟ این را دیگر ما تشخیص نمیدهیم. این را دیگر ما نمیتوانیم بگوییم این در مقام تقابل با امام، در مقام مخالفت با امام، در مقام ضدّیت با امام، در چه رتبهای قرار داشته؟ شدید بوده؟ كم بوده؟ اوضاع و احوالش چطور بوده؟ فكرش چطور بوده؟ نظرش چطور بوده؟ ما اینها را نمیفهمیم فقط میفهمیم هر دو رفتند، احرام بستند: لبیك اللَهم لبیك. شروع كردند عمره انجام دادن و بعد هم حج انجام دادن و بعد هم به شهرشان برگشتند.
