
إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق و خصوصیات مربوط به اشهر ثلاثه(رجب شعبان رمضان)
إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
8خیلی خب، هر دو هم نظرشان مخالف است.
در جنگ نهروان وقتی دوازده هزار نفر از خوارج نهروان در مقابل امیرالمؤمنین ایستادند، حضرت ابتدای به جنگ نكردند. گفتند: برویم اینها را نصیحت كنیم، اینها نفهمند! حرف در كلهشان تا به حال عوضی رفته، خب برویم حرف بزنیم، مطلب را واضح كنیم. بپرسیم: آقا برای چه آمدی؟ چرا آمدهاید خودتان را جدا كردهاید؟ چرا فساد میكنید؟ چرا جلوی كاروانها را گرفتید؟ چرا زن حامله را برداشتید سر بریدید و بچه درون شكمش را در آوردید، این كارها چیست میكنید؟ كدام پیغمبری یك همچنین دستوری به شما داده؟ كدام امامی آمده و اینچنین به شما گفته؟ آخر امام شما این وسط كیست كه این كارها را انجام میدهید؟
برویم با اینها حرف بزنیم، ملتشان چیست؟ دینشان چیست؟ این كارها چیست كه دارند میكنند؟ خب از جمع به كنار رفتند كه رفتند به جهنم، اما دیگر این برنامهها چیست؟ دیگر این فساد چیست اینها دارند ایجاد میكنند؟
حضرت آمدند صحبت كردند، استدلال كردند، هشت هزار نفر برگشتند، از دوازده هزار نفر هشت هزار نفر برگشتند؛ دو سومش برگشت. حرف اشتباه در كلهاش رفته، نفهمیده، بدبخت بوده، بیچاره بوده. امّا چهار هزار نفر، هان! آن صندوق! آن صندوقی كه آن پشت است، آن انانیت و نفسانیتی كه در این صندوق قایم شده است، آن مصالح دنیوی و مصالح شخصی كه در آن سینه منطوی هست، آن فرعونیت و آن نمرودیتی كه این تو هست، همه ما هم داریمها! تعارف هم نداریم، همهه ما هم داریم، باید حواسمان را جمع كنیم. حواسمان را جمع كنیم.
مرحوم آقا رضوان اللَه علیه به یك نفر یك دستوری دادند، گفتند فلان كار را نكن نهی كردند گوش نداد، به رفقا گفتند: تا چهل روز دیگر كسی با ایشان صحبت نكند. تا چهل روز!
به آقا برخورد، حالا به جای اینكه بفهمد، آدم بشود، خب گوش گرفتن چیست؟ گوش گرفتن كاسه حلوا درب خانه بردن است؟ یا گوسفند جلویش سر بریدن است؟ خب گوش گرفتن همین است دیگر! وقتی با تو حرف میزنند، آدم باش. وقتی كه حرف میزنند، در كلهات فرو برود، گوش ندهی، مسئله تغیییر پیدا میكند. چهل روز حق نداری شما در جلسه بیایی، كسی هم با ایشان صحبت نكند، البته كسی صحبت نكند را نگفتند، فقط همین را گفتند كه ایشان در جلسه تا چهل روز نیاید، خب افراد هم حرف نمیزنند، خب نباید هم بزنند، حق هم دارند؛ دلیلی ندارد، برای چه آدم باید برود با هركسی حرف بزند؟ چه بسا این حرف زدنها به ضرر این شخص است، باید حالیاش بشود راهش راه عوضی است، باید حالیاش بشود راهش راه خلاف است. نه! راه برو قربان صدقهاش هم برو و به او هم بخند، اینطور كه تربیت استاد دیگر فایدهای ندارد. آن تربیت دیگر نتیجه نمیدهد. از یك طرف او كتك میزند، از یك طرف بقیه بروند حلوا دهانش بگذارند، خب آن را خنثی میكند. این آن را خنثی میكند، نتیجهای دیگر عاید نمیشود.
