
تبیین خلوص و ریا و ملاکهای تشخیص آنها
سر رشتۀ اختلاف خواستهای افراد از اختلاف در جنبههای نفسی آنها. ملاک تشخیص خلوص در عمل. بیان حقیقت دنیا. ولایت: یعنی سرسپردگی. دعای من، دعای بندگان صالح توست!. هرچه اخلاص لطیفتر، وسوسۀ شیطان هم لطیفتر!. زندگی گوارا زندگی بدون خوف و حزن است. لذّات این عالم صرفاً جهت انصرا ف ذهن از خوف و حزن. اشکال مصنّف به دیدگاه خیّام و بیان طریق ولایت. حقیقت عیش گوارا در اشعار مولانا. تا انسان به مقام ولایت نرسیده نباید تمنّای مرگ کند!. حقیقت حیات طیّبه از امیرالمؤمنین علیه السّلام در بیان معنای زهد. درخواست امام سجّاد، یاد و رحمت خاصّ پروردگار. بیان معنای ریا و سُمعه، و بودن آنها از مکرهای نفس. ضایع نشدن عمل هیچ عاملی از جانب خداوند. فرق خشوع و خضوع. جواب پیغمبر به جبرئیل و تفاوت آن حضرت با حضرت سلیمان.
تبیین خلوص و ریا و ملاکهای تشخیص آنها
3هر عملی که انسان انجام میدهد، اگر آن عمل رغبتِ انسان را به دنیا کم میکند و محبّت انسان را به آخرت زیاد میکند و انسان نسبت به امور دنیا و شئون دنیا دلسرد میشود و نسبت به آخرت دلگرم میشود و عشق و علاقۀ ملاقات با ارواح طیّبه و خدا برایش پیدا میشود، انسان با این محک میتواند اعمال خودش را اندازهگیری کند و بفهمد که این عملش مال خداست یا نه؛ و الاّ تشخیص اینکه عمل مال خداست یا نه، خیلی مشکل است! و چهبسا ممکن است یک شخصی بهتمام معنا اهل دنیا باشد و دعایش از خدا یک دعای خوبی باشد و لیکن در حاقّ معنا آن دعا مال همان تقویّت نفس و استکبارش است، و معلوم هم نمیشود که این دعا دعای دنیوی است؛ به هر کس هم انسان [آن را] نشان بدهد میگوید دعا دعای اخروی است ولی باطنش دنیاست.
بیان حقیقت دنیا
هر چیزی که اختیار و اراده را در انسان قوی کند در مقابل اختیار خدا، و شخصیّت انسان را قوی کند، این دنیاست؛ هر چیزی میخواهد باشد! چون دنیا به معنی ما سِوی اللَه است، هرچه میخواهد باشد در شکم این خوابیده است.
ولایت: یعنی سرسپردگی
آن کسانی که آرزوی لقاءِ خدا را دارند آنها کمکم اختیار و ارادۀ خود را به ارادۀ خدا میسپارند تا اینکه خدا در امور آنها متصرّف میشود؛ و این میشود معنای «ولایت»! ولایت یعنی بنده در اطاعت پروردگار به جایی میرسد که تمام اختیاراتش را به خدا میدهد و خدا در امور او متصرّف میشود؛ این میشود «ولایت»! و حقیقت معنی توحید در انسان هنگامی منکشف میشود که انسان اختیار و ارادۀ خودش را بسپارد؛ و اگر اختیار و اراده سپرده نشود، هزار میلیون سال بگذرد محال است که انسان به شرف لقای خدا برسد و یا اینکه این معنا را درک کند و لو اینکه اعمال عبادی انجام بدهد، و لو اینکه کارهای چشمگیر زیاد بکند، آن حقیقت ندارد و این کثرتِ اعمال موجب وصول نیست. پس دعاهایی که من میکنم و حاجاتی که دارم، اینها به صورت اشکالِ مختلف است.
