مراد از احیای مجالس ذکر اهل بیت علیهم السلام
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در رابطه با خصوصیات و ویژگیهای ماه محرم الحرام
مراد از احیای مجالس ذکر اهل بیت علیهم السلام
11خب طبعا درگیری میشود. آن طرف آمادگی ندارد. او نمیآید این كار را انجام بدهد. در واقعه كربلا امام علیهالسلام آمد سیاست را به دنبال دیانت گذاشت، نه اینكه دیانت را به دنبال سیاست بگذارد. قضیه این بود.
معاویه نه، معاویه میآید اصل را بر سیاست قرار میدهد، اصل را بر حكومت قرار میدهد، اصل را بر آن مطامع خودش قرار میدهد، اصل را بر بقاء خودش قرار میدهد و بعد به دنبال او، آن دیانت خود را میآید توجیه میكند. به جای صدق دروغ میگوید، به جای صفا حیله، به جای صداقت تقلّب و چپاول و امثال ذلك. دیانت را به دنبال و در زیر مجموعه سیاست قرار میدهد.
این كه گفته میشود دین عین سیاست است و سیاست عین دین، این غلط است. سیاست در زیر مجموعه دیانت است، نه اینكه مساوی است. یعنی اوّل باید دیانت و آنچه كه خدا و رسول و ائمّه فرمودهاند، مدّ نظر قرار بگیرد و بعد بر آن اساس سیاست و تدبیر امور به آن جهت باید سوق داده بشود. آنوقت این میشود مجلس ذكر و مجلس احیای دین.
امام صادق كه میفرمایند: خدا رحمت كند كسی كه نالهای برای جدّ ما بكند، خدا رحمت كند كسی كه برای جدّ ما گریه كند، خدا رحمت كند كسی كه بگریاند، یعنی فقط همین؟ بنشینیم و گریه كنیم و سینه بزنیم و اینها؟!
یا اینكه روایت امام رضا علیهالسلام به ابن شبیب، آن روایت عجیبی كه میفرمایند: خدا تمام گناهان آن كسی را كه برای مصیبت جدّ ما اشك بریزد، میآمرزد، یعنی چه؟
یعنی بیاید در این مجالس، و خود را در حال و هوای این مجلس قرار بدهد، این معنایش است؟! بیاید در این مجالس و در این مبانی و قواعد و قوانین قرار بدهد.
بلند شود بیاید در یك مجلس و سینه بزند و بدون اینكه اصلا توجّهی داشته باشد كه چه نفعی میخواهد از این مجلس در روشش، در گفتارش، در كردارش، در ارتباطش با مردم نصیبش بشود: با مردم چگونه ارتباط داشته باشد. نسبت به مسائلش چه بگوید؟ وقتی كه جریان حرّ بن یزید ریاحی را بشنود متوجّهباشد، آن چیزی كه آمد و حرّ را نجات داد، ادبش بود. پس ادب خیلی مهم است! این قضایا و امثال این قضایا ... و حرّ آمد و جلوی حضرت را گرفت و آب دادند و چه كردند و بعد هم ... برود به دنبالش. به لمّیت قضایا برسد. وقتی كه قضیه حرّ را میشنود، وقتی كه قضیه زهیر بن قین را میشنود، كه زهیر بن قین وقتی كه آمد و خیام خودش را جدای از سیدالشهداء قرار میداد، آن زمانی كه امام حسین حركت میكرد. او توقف میكرد و آن زمانی كه حضرت نزول میكردند آن زمان حركت میكرد تا اینكه برخورد نكند، چه باعث شد كه این زهیر كه میترسید از برخورد و خائف بود از ملاقات با سیدالشهداء، آمد و چنان دست از همه چیز برداشت از دنیا و مال و منال و اینها برداشت و آن را به عیالش بخشید و آمد خود را در خیمه امام حسین قرار داد.

