
لزوم توجه سالک به زمان حال و عدم توجه به گذشته و آینده
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
لزوم توجه سالک به زمان حال و عدم توجه به گذشته و آینده
توضیحات:
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
لزوم توجه سالک به زمان حال و عدم توجه به گذشته و آینده
13لذا هر شخصی باید فقط به خودش نگاه كند اگر برای شخصی خداوند بیست سال عمر قرار داده یعنی در این بیست سال باید آنچه در این بیست سال را كه مربوط به اوست انجام دهد، قضیه این است. اگر برای شخصی سی و پنج سال قرار داده است سی و پنج سال. بین كسی كه سی و پنج سال است با كسی كه سیصد و پنجاه سال است فرقی نمیكند. عمر سلمان چقدر بود؟ تا دویست و هشتاد سال هم شمردهاند، حتی من در یك جا سیصد و ده، بیست سال هم دیدهام. دیگر جناب سلمان حدّاقل دویست سال را داشته است، خیلی عمر ایشان زیاد بوده. بین سلمان فارسی و بین یك صحابی سیدالشهداء كه در شب عاشورا آمد و ملحق شد، چه فرقی است؟ البته خب هر دو رسیدند، او دویست و هشتاد سال، او پنجاه سال. این دویست و هشتاد با آن پنجاه سال یكی است، هیچ تفاوتی نمیكند؛ چرا؟ چون نیت او در همان موقع با این یكی بوده است.
البته در خود اصحاب سیدالشهدا هم بودند افرادی كه كم و زیاد بودند، البته آنها كارشان را كرده بودند. منظورم بعضی از آنهاست. آن حالی كه در موقع ملحق شدن به سیدالشهداء علیه السلام برای انسان است، آن حال میبرد و به واسطه حركت در این مسئله در همان جایی كه سلمان فارسی در آنجا نشسته، مینشاند گرچه سنّش پنجاه سال است؛ چرا؟ چون نیتش همان است، فكرش همان است، اهتمامش همان است، برداشتی كه از ولایت دارد همان است، افق معرفتیای كه برایش باز شده در همان نقطه او را میبرد. منتهی هنوز نه، باید جریان عاشورا را بگذرانند. اگر خداوند توفیق بدهد ما مشغول شدیم كه یك مقالهای راجع به عاشورا بنویسم و دوستان و رفقا ما را ملزم و مكلّف كردند كه یك قدر توسعه بدهیم و تبدیل به یك كتابی بشود به نام سیمای عاشورا، اگر خداوند توفیق بدهد شاید بعضی از مسائلی را كه از بزرگان شنیدم در آنجا بیاوریم كه در روز عاشورا چه خبر بوده است.
