
لزوم توجه سالک به زمان حال و عدم توجه به گذشته و آینده
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
لزوم توجه سالک به زمان حال و عدم توجه به گذشته و آینده
توضیحات:
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
لزوم توجه سالک به زمان حال و عدم توجه به گذشته و آینده
6نمیدانم چهطور كسی میتواند جهنّم را باور كند و بعد بلند شود همچنین كاری را بكند! ولی شما ببینید این نفس به نحوی است كه حتّی تصوّر جهنّم، تصوّر آتش و عقاب أخروی هم نمیتواند مانع رسیدن به امیال او شود!! خدا به داد برسد، خدا به داد آدم برسد كه وقتی آدم بیفتد به پای نفس، به پای أنانیت، تمام باورها را كنار میگذارد، یعنی میآید چشم را میپوشاند، خب حالا ... خب حالا ببینیم چه میشود ...
حرّ آمد روی این باور ایستاد: قضیه تمام است، این پسر پیغمبر است گناهی نكرده است، چه گناهی كرده كه ما باید الآن او را به قتل برسانیم. آمد پیش عمر سعد گفت: حقیقتاً میخواهی بجنگی؟ گفت: پس این سی هزار نفر را برای چه اینجا آوردم؟! گفت: من باور نمیكردم، خیال میكردم حالا میخواهی فقط فشار بیاوری! فرض كنید این حسین بن علی یك قضایا و یك لشكری ببیند، هم او یك مقدار پایین بیاید و هم یزید یك مقدار پایین بیاید. بالأخره مسئله به یك قسمی تفاهمی تمام شود!! حالا یا تبعید كنند یا حكومت یك جایی را بدهند، با هم دیگر تفاهم كنند، نمیدانستیم قضیه جدّی است!!! مسئله جدّی است! حالا كه جدّی است، پس مسئله من هم جدّی است. حالا كه قضیه من جدّی است، پس من نمیتوانم شوخی كنم و بگویم: حالا رهایش كن. نه، از این حرفها نداریم!
به طرف سیدالشهدا آمد، چقدر؟ یك ربع، بیست دقیقه آمد، آن دریای رحمت الهی هم آنجا ایستاده و كاری به این حرفها ندارد، فقط ایستاده و نگاه میكند ببیند در این قلب چیست؟ تا الآن هر كاری كرده كرده، الآن چیست؟ الآن داخل قلب چه میگذرد، قبلًا فلان كار را كرده، بسیار كار غلط و اشتباهی كرده، خوب كرده دیگر، حالا چهكار كنیم و این عجیب است ... این خیلی برای ما بشارت است! خیلی از دوستان هستند، افراد هستند، حالا غریبه یا آشنا: آقا ما در جوانی اینطور بودیم، این كار را كردیم، هرچه در نظر بیاورید را انجام دادهایم، آقا اینطور آقا آنطور، خوب به الآن چه مربوط است؟!
