
سلوک عقلانی و اهمیت مساله مراقبه
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ - و تذکراتی بمناسبت آستانه حلول اشهر مبارکه ثلاثه
سلوک عقلانی و اهمیت مساله مراقبه
15حرف دروغ است بگو آقا این حرف دروغ است، این حرف راست است، تمام شد و الا خود خدا هم برای آدم پیش میآورد، بعد ایشان این را فرمودند:" تو خیال نكن این مطالب فقط برای مسلمین و شیعیان و اینهاست، نه، این حرفها را ما برای یهود و نصاری و هر كسی كه در دنیا همین قدر وجدانی از او باقی مانده باشد، فطرتی از او باقی مانده باشد، پوششی روی فطرت خودش نیانداخته باشد، ما برای او داریم مینویسیم، چه مسلمان باشد، چه یهود باشد، چه نصارانی باشد، چه هر كسی دیگری باشد، چه فرقی میكند، هركس دیگری باشد، ما داریم برای او مینویسیم"
به شعار نیست، ببینید به اینكه ما شیعه علی هستیم، به اینكه عمامه به سرمان است، به اینكه مكتب ... به این حرفها نیست آقا جان، تا چه حد به حق ملتزم هستی؟ تا چه حد به دنبال حق هستی؟ این مسئله است،" ما این قدر زمان مرحوم آقا را درك كردیم!!" بدبخت بیست وسه سال زمان پیغمبر را درك كردند و رفتند گوساله پرست شدند، دو سال زمان آقا را درك كرده،" ما دوسال زمان مرحوم آقا را درك كردیم!" ما دو سال درك كردیم، بیست وسه سال پیغمبر، پیغمبر با آن ید بیضا و فلان را درك كردند و بعد از وفات پیغمبر كجا رفتند؟ سقیفه بنی ساعده پیدایشان شد، حالا دوسال زمان آقا را درك كرده دیگر نمیشود نگاهش كرد.
همه اینها خیالات است، همه اینها اوهام است، همه اینها تخیلات است، نه من كه فرزند ایشان هستم و مدعیام كه اطلاعات بنده از همه نسبت به ایشان بیشتر است راه به جایی میبرم مگر اینكه همین راه را بروم و نه هر كس دیگری كه حالا یا با آن بزرگ بودند یا نبودند. مهم این است كه بدانند و بروند، مثال زدم در جلسه گذشته كه راه چیست و چاه چیست، چشممان را نباید ببیندیم، مطالبی را هم كه بنده نقل میكنم در این جلسات این هم برای هر كسی نیست، برای كسی است كه به جای گچ و سیمان در این سر مباركش مغز و سلول مغزی باشد، برای آنها بنده دارم میگویم، اما یك كسی نه برمیدارد در كله مباركش به جای مغز از گچ پر میكند، آهك میگذارد، سمنت میگذارد و سیمان میگذارد بنده صحبتهایم با آنها نیست، هیچ مخاطب بنده آنها نیستند، مخاطب بنده افرادی هستند كه به دنبال درد هستند، درد، اینها مخاطبهای ما هستند، لذا خودمان را هم اذیت نمیكنیم، حرفها و مطالب اینطرف و آنطرف هم نقل بشود، كیف میكنیم، بلكه اگر یك مدت چیزی نشنویم خمار هم میشویم. (مزاح)
