اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سلوک عقلانی و اهمیت مساله مراقبه

0
عنوان بصری
عنوان بصری

فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي‌ فِي‌ الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ - و تذکراتی بمناسبت آستانه حلول اشهر مبارکه ثلاثه

سلوک عقلانی و اهمیت مساله مراقبه

4
  • یا مثلا یك قضیه به محكمه و نزد چند قاضی مختلف برده می‌شود، این می‌گوید راجع به این قضیه باید اعدام كنیم، این یكی می‌گوید باید حبس كنیم، آن یكی می‌گوید اصلًا باید آزاد كنیم، سه جور فرض كنید حكم مختلف! خب این از كجا آمده؟ در حالتی كه پرونده یكی است، و همین پرونده را نگاه می‌كنند.

  • این به خاطر كیفیت تشكّل عقلی است ... در حالتی كه خب ممكن است هیچكدام هم از روی قصد و غرض حكم نكنند، آن قضاتی كه در عالم عناد و فلان هستند خب بحث‌شان جداست، راجع به این قضیه صحبت نمی‌شود، ولی قاضی معمولی می‌گوید، این كه تقصیر ندارد، این می‌گوید اصلًا باید اعدام شود، این می‌گوید این تقصیر ندارد، با این شرایط تقصیر ندارد، لذا می‌گویند در این شرایط مجموع عقول در این اینجا باید تحقق پیدا بكند كه از نتیجه آن جمعیت، حكم نزدیكتر و اقرب به واقع برای انسان پیدا بشود. مشاورت‌ها همه بر این اساس است. ما خاب من استشار1 ضرر نكرد آنكه قضیه را به مشورت گذاشت، در قضایای‌ مختلف انسان چرا مشورت می‌كند؟ برای آنكه انسان از آن دیدگاه‌های مختلف به آن نتیجه مطلوب و به آن نتیجه‌ای كه نزدیكتر به واقع هست برسد. آن عقلی كه در شرایط صحیح رشد كرده، در شرایط صحیح رشد كرده و در تحت تربیت صحیح قرار گرفته، ملاحظه می‌شود كه شیوه‌اش، تصرفاتش، كارهایش، بروزاتش، ظهوراتش كاملا با آن عقلی كه در یك جریان خلاف قرار گرفته، در یك بستر خلاف رشد كرده و در یك زمینه عناد رشد كرده، عناد!! توجه كنید در یك زمینه خصومت رشد كرده، صدوهشتاد درجه مختلف و متفاوت است.

  • این می‌گوید در این قضیه باید این كار را كرد و آن شخص دیگر درست نقطه مقابل است. چرا؟! آن عقل‌ش در بستر شیطان رشد كرده، لذا اسمش را دیگر عقل نمی‌گذارند، به اصطلاح می‌گویند شیطنت، مكر، حیله، خُدعه، كلك، عقل نیست، هان! یعنی آن رشدی كه این عقل باید بكند و در یك بستر حریت و آزادی بتواند خود را به نتایج بالاتر و به كمال‌های بالاتر برساند اگر در وضعیت نامناسب قرار بگیرد این عقل آن جنبه تدبیر و جنبه اداره‌ای او متحول می‌شود، همان اداره را دارد، همان تدبیر را دارد، ولی تدبیرش در راستای اهداف شیطانی قرار می‌گیرد، اصلا فكر می‌كند، فكر می‌كند، تدبیر می‌كند، ولی تدبیرش می‌رود در مسائل شیطانی، و آن به خاطر این است كه راهی را كه طی كرده است این راه بستر مناسب و یك بستر روحانی نبوده است.

    1. ١- قال النبى صلى الله عليه و اله" ما خاب من استخار و لاندم من استشار" نااميد نشد كسي كه طلب خير از خدا كرد و پشيمان نشد كسي كه در كار مشورت كرد. در حديث شماره ٢٥٠٩ نهج الفصاحه نيز آمده است" لاندم من استشار و لا افتقر من اقتصد" هر كه مشورت كند پشيمان نشود و هر كه ميانه روى كند فقير نگردد.