
چرا خداوند کفار را عقاب میکند؟
معنای حمد و ثناء. منوط بودن تعریف و تمجید از هر کسی به حمد و ستایش خداوند. نشئت گرفتن هر کار حق و استواری، از تسدید و عنایت پروردگار. اختلاف محلّ نزول عفو و رحمت الهی با محلّ کیفر و عقوبت او. خدا که أرحمالرّاحمین است چرا کفّار را عقاب میکند؟. حکمت قصاص در اسلام. رفتار کریمانۀ امام سجّاد علیه السّلام در مرگ فرزندشان. کیفیّت برخورد و یا مقابلۀ پیامبر اکرم با خطاکاران و یا معاندین و کفّار. لزوم وجود دو جنبۀ رحمت و غضب در زندگی فردی و اجتماعی. امام رضا علیه السّلام: «سبحان اللَه! فرزندت هشت سالش است و نماز نمیخواند!». رحمت دو صورت دارد: محبّت کردن و گوشمالی دادن. سریان رحمت واسعۀ پروردگار در بخشش خطاکاران و عقاب معاندین. سوزاندن گناهکاران در آتش جهنّم برای تزکیه نمودن آنان. معنای جمال و جلال الهی. داستان رومیان و چینیان نقّاش در مثنوی. صیقل دادن قلب یعنی اعتراف به عبودیّت و مسکنت.
چرا خداوند کفار را عقاب میکند؟
7اگر فرض کنید که یک مجتهدی مال کسی را ببرد، یا اینکه به آبروی کسی تعدّی بکند، آن شخص میآید پیش قاضی اسلام و میگوید که: من چه کار کنم؟ حالا آن مجتهد پیش خودش و پیش خدا دارای مقام و اعتبار است، همه به جای خودش محفوظ، امّا در اینجا با این شخص علَیالسّویّه است و قاضی او را حاضر میکند و محاکمه میکند؛ این قضاوت اسلام است. حالا انسان پیش خودش و بین خدا رابطه دارد، مبارکش باشد، ولیکن این رابطه به انسان اجازه نمیدهد که حقّ کسی را از بین ببرد.
رفتار کریمانۀ امام سجّاد علیه السّلام در مرگ فرزندشان
غلام حضرت سجّاد علیه السّلام موقع غذا رفت سینی غذا را از مطبخ برای میهمانها بیاورد، در راه دستش لرزید و سینی افتاد زمین و خورد بر سر پسر علیّ بن الحسین که بچّهای کوچک بود و آن بچّه آناً از دنیا رفت. غلام خیلی متوحّش شد و سروصدا کرد، علیّ بن الحسین متوجّه شد و از اطاق آمد بیرون و دید که همچنین قضیّهای اتّفاق افتاده است؛ رو به غلام کرد و گفت:
«تو را در راه خدا آزاد کردم، برو!»
غلام رفت، حضرت هم آمدند و مهمانها متوجّه شدند و آمدند و بچّه را برداشتند و غسل دادند و کفن کردند و بردند برای بهخاکسپردن.
غلام بعد از چند روز دیگر آمد خدمت حضرت و گفت: «ای آقای من، ای سیّد من، ای مولای من! من کار بدی کردم، جنایتی کردم، میدانم و معترفم. حالا که شما از من خیلی بدتان آمده و نمیخواهید مرا ببینید، و مرا آزاد کردید، أقلاًّ مرا به کسی بفروشید تا از قیمت من چیزی عاید شما بشود. چرا من را آزاد کردید؟» حضرت فرمودند:
ای غلام! به آن خدایی که مرا خلق کرده است! من تو را آزاد نکردم از نقطۀ نظر اینکه از این عملی که از روی خطا از تو سر زده، دلم چرکین شده باشد؛ تو را آزاد کردم برای اینکه میدانستم تا هنگامی که در این خانه باشی، هر وقت چشمت به من بیفتد، حال ندامت و شرمندگی در تو پیدا میشود، من خواستم این حال برایت پیدا نشود، و لذا برای این جهت آزادت کردم.1
- کشف الغُمّة فی معرفة الأئمّة، ج ٢، ص ٨١، با قدری اختلاف.
