
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
حقیقت مراقبه از منظر اولیای الهی و تذکراتی بمناسبت آستانه حلول ماه مبارک ذوالحجة الحرام
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
توضیحات:
حقیقت مراقبه از منظر اولیای الهی و تذکراتی بمناسبت آستانه حلول ماه مبارک ذوالحجة الحرام
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
14اینجا خطر است! خطر اینجاست كه انسان یكدفعه نگاه میكند میبیند دارد هِی برای این محسّنات میشمارد: این است، این است، این است ...
خب بابا! اشخاص دیگر هم هستند، اینها هم هستند.
نه، نه، این بد است، این فلان است، این فلان میكند، این كار را میكند ...
حالا همین شخص میآید هزار درجه بدتر از بقیه، و حالا كه گیر كرده شروع میكند به توجیه و رفو كردن و این هم كه از اول نفسش شده كارخانه رفو، شده كارخانه ماستمالی، شده كارخانه توجیه و غیر از رفو صادرات دیگری ندارد، ماشاءاللَه! مگر كارخانه موادش چیست؟ موادی كه میآید در یك كارخانه كائوچو و مس و سیم و فلان است، از آن طرف فرض كنید یك ماشین میآید بیرون دیگر. این هم از این طرف كلك و دروغ و حقهبازی و بالا كشیدن و دزدی و ... اینهم مواد این كارخانه است. خب نتیجهاش چه میشود؟ نتیجهاش معلوم است كه چه خواهد شد. شروع میكند همه هِی رفو كردن: این بود، آن بود، ما نبودیم، این چه بود، نه خیر، صلاح آن موقع بود، صلاح این موقع است، آن موقع اقتضاء، این موقع ...
همینطوری شروع میكند بالا و پایین را به هم میدوزد. بدبخت! خب یك قدم بیا عقب، اینقدر خودت و بقیه را بدبخت نكن. یك غلط كردم بگو، هم خودت را راحت كن و هم بقیه را! این غلط كردم را نمیگوییم، آسمان را میچسبانیم به زمین، زمین را میچسبانیم به هوا. این چه فایدهای دیگر دارد؟ چه نتیجهای دیگر دارد؟
توجه كردید؟ مرحوم آقا به شاگردان و تلامذهشان میگفتند راهتان برعكس باشد! توجیه در كار نیست، رفو كردن در كار نیست، چشمپوشی در كار نیست، چشمت را اینطور باز كن! هان! نه اینكه چشمت را ببند.
یكی میگفت اینجا هرچه را میبینید باید چشم را ببندید و سر را بالا نیاورید!!
هرچه میبینید چشم را ببندید و سر را بالا نیاورید!! مگر اینجا طویله است آقا؟! چشم را ببندید و سر را بالا نیاورید! خیر سرمان اسم ما را آدم گذاشتهاند، گوسفند نگذاشتهاند، به ما آدم میگویند، انسان میگویند.
