
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
توضیحات:
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
6نه به پایمان گناه مینویسند، نه كتكمان میزنند، نه آن دنیا بازخواست میكنند، هیچی! تازه صواب هم به ما میدهند، آفرین، حرفی را كه اشتباه زدی بیا تصحیح كن و همانطوری كه بارها بنده خدمت رفقا گفتم اثر اولی این تصحیح به خود شخص برمیگردد، اصلًا گاهی از اوقات عمداً خدا مثل اینكه یك اشتباهی را به وجود میآورد برای یك شخصی تا اینكه برود بعداً تصحیح كند آنوقت یك چیزی گیرش بیاید، آنوقت یك چیزی تازه گیرش میآید، آنوقت است كه یك چیزی بهش میدهند. توجه میكنید؟!
خب این مسائل، مسائلی است كه خب إن شاءاللَه در اختیار رفقا قرار میگیرد، اینها منتشر میشود و نسبت به اینها یك بازنگری میشود. و بسیاری را من خودم، وقتی میخوانم میبینم عجب! عجب چیزهایی در آنها است، ایشان عجب نكتههایی را در اینها تذكر دادهاند، من بعد از پنجاه و هشت سال خودم الآن تكانمیخورم، تكان میخورم!، انگار این مطلب را اصلًا ما نشنیدیم و این نكته به نظر نرسیده.
علی كل حال توجه كنید، مرحوم آقا میآمدند صحبت میكردند، حالا كه صحبت به اینجا رسید، گرچه من قصد نداشتم این مطالب را بگویم ولی مطلب خیلی دقیق است رفقا خیلی توجّه كنند! كه این خیلی مسأله حیاتی است.
مرحوم آقا برای افراد و برای اشخاص صحبت میكردند، افرادی بودند كه از راه دور میآمدند، از اصفهان میآمدند، از شیراز میآمدند، از تبریز میآمدند، از ارومیه میآمدند، از خارج از ایران میآمدند، خب مگر اینها چقدر آقا را میدیدند؟ شخص مثلًا در عرض سال سه دفعه میآید ایشان را میبیند، یك دفعه میآید میبیند، آن هم در همین مجلس میآید برخورد میكند، مصادف می شود با سخنان آقا، درست شد؟ پس چی كار كند؟ باید چی كار كند؟
تمام گوشش را، تمام ذهنش را و تمام حواسش را صرف كند برای این كلامی كه از دهان ایشان بیرون میآید؟ از كلام ایشان، روی هوا بزند، مطلبی را كه میگویند روی هوا بزند و بگیرد و مواظب باشد. من میدیدم اینها به جای گوش دادن به حرفهای آقا، فقط به آن ظرف میوه آقا چشم دوختند كه در این ظرف میوه یك چهارم گلابی مانده، این جلسه تمام بشود زود بروم این گلابی را بردارم و بخورم! اینها چیست؟ خیالات، توهمات، تو باید به حرف آقا نگاه كنی ببینی ایشان چه دارد میگوید، گلابی بابا همه جا پیدا میشود، سیب همه جا پیدا میشود، یا آن ته مانده آب همه جا پیدا میشود.
