
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
توضیحات:
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
13شجاعت امام حسن در جنگهایی كه با امیرالمؤمنین اگر بیشتر از امام حسین نبود كمتر نبود، اگر بیشتر نبود كمتر نبود؛ منتها ما شجاعت را فقط در بازو و شمشیر برّان میبینیم، این شجاعت در رستم دستان و افراسیاب و سهراب هم هست، اینكه كاری نیست. شاید یكی بلند شود از امام حسین هم قویتر باشد و بیاید حضرت را ضربت بزند مگر عمربن عبدود نبود؟ حالا این هنر است؟ حتما امام باید زورش از همه افراد بیشتر باشد؟ نه بابا، امام قدرتش به همان محدودیت و اقتضائاتی است كه در آن اقتضائات وجود دارد، و هر كسی هم یك جور است. اگر امام مریض باشد حتی نمیتواند بلند شود، امام سجاد در وقتی كه امام بود در روز عاشورا نتوانست بلند شود بنشیند، چه به اینكه بلند شود و بیاید جنگ كند و دفاع كند. حضرت قدرت اینكه از بستر بنشیند نداشت، عمه را فرستاده بود، به ایشان فرمود: بلند شو برو عصا بیاور شمشیر بیاور دست من را بگیر من را بلند كن بروم از امام خودم دفاع كنم. در وقتی كه امام بود، یعنی حضرت آمدند و آن امامت را منتقل كردند به امام سجاد علیهالسّلام، یا اینكه زمینه آماده شد و بعد از شهادت ایشان آن انتقال پیدا شد. حالا در این قضیه [چند قول است.]
در همان وقت نمیتواند دست خودش را تكان بدهد، بیماری آمده غلبه كرده ضعف آورده، این هم مثل سایر افراد. بله اگر بخواهد از آن امامت خودش استفاده كند، كه اراده كند همه عالم مُلك و ملكوت به هم میریزد، به حسب ظاهر، خب نمیتواند مریض است. اگر امام در این زمان هم بودند همین دكترها پنیسیلین منتها نوع خوبش نه اینهایی كه بله! به او میزدند، استامینوفن و سرم و از این چیزها میزدند. در بیمارستان اگر امام هم بود بستری بكنند، بگیرد بخوابد و همین مسائل و همین چیزها و باید پیدا شود دیگر البته گاهیبخواهند اشتباه بكنند، میگویند نه سرم یكی دیگر را بزن! چون از این موارد برای مرحوم آقا هم اتفاق افتاده است ولی خب تا آنجایی كه به حسب ظاهر است با همه راه میآیند، با همه میخندند، با همه گرم میگیرند، با همه موافقت میكنند، با همه خوشوبش میكنند، خوشاند دیگر، با همه حركت میكنند، حساب جدایی نیست، بساطی نیست، بالا و پایینی وجود ندارد، توجه كردید؟ بلند میشد طرف میآمد نگاه میكرد میگشت ببیند در اینها پیغمبر كدام است؟ اینها كه همه مثل همدیگر هستند. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. میآمد میگفت أیكُم محمّد؟ كدامتان پیغمبر هستید؟ كدامتان محمد هستید؟ توجه میفرمایید؟
