
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
توضیحات:
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
17یك وقت من یك قضیهای دیدم در یكجا خیلی واقعا برایم عجیب بود چطور انسان به یك همچنین مطالبی میتواند برسد. یكی از همین آقایان در نوشتههای خودشان دارند كه انسان باید شهامت داشته باشد، بتواند مطلب را ابراز كند، بتواند مسئله را بگوید، بودند افرادی كه شهامت داشتند راجع به بیان حق و اینها. یكی از علمای معروف مصر شیخ شلتوت (١٣١٠ ١٣٨٣ قمری) علمای الازهر یك وقت ایشان آمد و بعد از صدها سال مذهب شیعه را به عنوان یكی از مذاهب قابل اعتماد و قابل تبعیت مطرح كرد. و در كنار مذاهب اربعه حنفی وحنبلی و شافعی و مالكی، مذهب شیعه را هم به عنوان مذهب پنجم امضا كرد، كه اگر كسی به مذهب شیعه عمل بكند عملش صحیح است.
نكتهای كه بسیار جای تأسف و تعجب دارد این كه این شخص ایشان میگوید ما یك عالم شیعه نداریم كه بیاید همانطوری كه او یك همچنین شهامتی به خرج داد و یك همچنین شجاعتی ابراز كرد كه مذهب شیعه را به عنوان یك مذهب رسمی در كنار سایر مذاهب اربعه قلمداد كرد؛ یك عالم شیعه بیاید و بگوید كه انسان میتواند از یكی از مذاهب اربعه تبعیت كند. به به به! ماشاللَه! ای بنازم ...! یعنی جنابعالی میفرمایید در كنار امام صادق بنده بیایم از ابوحنیفه تبعیت كنم؟ حالا بنده میخواهم شهامت به خرج دهم امشب هم شب شنبه میخواهم از امشب خیلی شجاع شوم. یكی خود بنده حالا كاری به بقیه نداریم، میخواهم به حرف شما گوش بدهم، میخواهم خیلی دیگر شهامت به خرج بدهم. خب بفرمایید از كی تبعیت كنیم؟ دیگر از فردا نماز و بقیه و ... البته خب بعضی جاهایش میصرفد، اتفاقا از ابوحنیفه و اینها داریم كه بدك هم نیست خلاصه یك مسائلی هست!
حالا بنده میخواهم فرض كنید كه بیایم و شیعه را بگذارم كنار، امام صادق و امام باقر را بگذارم، و بروم از ابوحنیفه تبعیت كنم؟ یعنی در كنار امام صادق این معنا دارد؟ آن شیخ شلتوت آمد در قبال حق شجاعت نشان داد، نه در قبال باطل، بنده خدا كجایی؟! در قبال حق آمد، حق را دید و دید در كنار امام صادق اگر قرار باشد ابوحنیفه كذایی و مالك كذایی و شافعی و آن یكی، به اینها اگر باشد، پس جایگاه امام صادق و امام باقر كجا میرود؟ اما بنده كه دنبال امام صادق و امام باقر هستم بیایم این دو تا را بگذارم كنار و فردا بیایم حرف مالك را تبعیت كنم، بنده دیوانه نیستم؟ این طرز صحبت كردن است؟ كه یك عالم شیعه سراغ نداریم بلند شود بیاید كه بگوید كه انسان از مذهب اهل تسنن تبعیت كند. شما میدانید فتاوای اینها چیست؟ بماند دیگر.
