
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
توضیحات:
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
20اما امام حسین میآید به این حرّ آب میدهد كه بیا و این كربلا را ایجاد كن، به اصحاب حر میآید آب میدهد، از تشنگی دارند میمیرند. حضرت یك ساعت اینها را ول میكرد خودشان میمردند، دیگر نیازی نبود به اینكه بیاید جنگ و فلان و تشكیلات. آن وقت ما میآییم نگاه بكنیم آی شمشیر خورد به پیشانی امام حسین، خب این همه در دنیا شمشیر خورده به پیشانی افراد، این هم یكی. آی تیر خورد به قلب امام حسین، این همه مگر به قلب حمزه در جنگ احد تیر نزدند رفت و قلب و دل را شكافت. این همه الان در دنیا گلوله میزنند میرود در قلب و مغز. در جنگها تكه تكه میشوند، اما اینها را وقتی انسان نگاه میكند میبیند داستان كربلا یك بار دیگری رویش است. چرا ما خودمان را بیاوریم پایین؟ چرا استفاده نكنیم؟ چرا از این گوشه پردههایی كه بزرگان تا حدودی بالا زدند، مطالب را برای ما روشن كردند، چرا ما برای اینكه خودمان را عوض كنیم و تغییر بدهیم از آنها بهره نگیریم؟ گریه بر امام حسین رحمت است در این شكی نیست، «عِندَ ذِكرِ الصّالِحينَ تَنزِلُ الرَّحمَةُ»1 آن كه دیگر امام حسین است.
روایت داریم كسی كه به اندازه بال پشهای از مصیبت سیدالشهدا علیهالسّلام اشكی بریزد گناهانش چه میشود و چه میشود. ولی ما امام حسین را كه فقط برای ریختن گناهانمان نمیخواهیم، ما امام حسین را میخواهیم دست ما را بگیرد ببرد همانجایی كه خودش هست، برای آن میخواهیم. بله گناهان هم باید ریختهشود و طاهر شویم. ما امام را كه برای این نمیخواهیم، ما امام را میخواهیم كه فهم ما را عوض كند، معرفت ما را عوض كند، ذهنیت ما را برگرداند، آن افقی كه در آن افق هست ما را هم در آنجاها جای بدهد، توجه كردید؟ و آمدن و آن مقام ولایت با آن عظمت و شأن را در این مسائل ظاهری و عادی خلاصه كردن، انسان را محروم میكند از اینكه به آن درجات و به آنها برسیم. بله در همین مراتب پایین ثوابی به آدم میدهند، گناهان انسان را چه میكنند و اینها در جای خودش محفوظ.
- محجّة البيضاء، ج ٤، ص ١٧.
