
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
توضیحات:
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
سلوک عبارت است از التزام به حق و دفاع از آن
7فردا خدا پدرمان را درمیآورد. تو كه تشخیصت به این نحو بود به صرف گفتن ... وانگهی از كجا تو داری راست میگویی؟ از كجا تو اشتباه نمیكنی؟ از كجا تو در تشخیصت كاری را كه او كرده به نحو دیگری داری حمل میكنی؟ شاید او در همان موقع این نحوه كه با تو عمل میكرد براساس یك مصلحت و براساس یك بینشی بود كه تو از او اطلاع نداری، و الان سایر قضایا و مسائل را داری با او قیاس میكنی و میگویی باید به یك نسق مطلب هم در اینجا جاری شود.
و این همان نكات دقیق و ظریفی است كه انسان باید به این نكات توجه داشته باشد وگرنه خدایی نكرده خیلی از انحرافات و مهالك برای انسان به واسطه اشتباه در بینش و اشتباه در طریق پیدا خواهد شد. اینها همه برگشتش به نفس است، یعنی وقتی كه یك شخص میگوید اگر تو این كار را بكنی من این پاسخ را به تو میدهم؛ یعنی من در اینجا مطرح هستم. به بود و نبود مطلب كار ندارد، به صحت و سقم كاری ندارد، چون فلان مطلب را گفته پس بنابراین باید در مقام اثبات به هر شكلی آن مطلب را اثبات كند. چون فلان فتوا را داده باید به هر كیفیتی از آن فتوا حراست و حفاظت و مواظبت كند. وگرنه میگویند آقا یك مجتهد دو ماه پیش یك همچنین فتوایی داده الان از فتوایش برگشته؛ خب برگردد كه برگردد مگر مجتهد معصوم است؟ مجتهد مثل افرادی عادی است. برایش یك قضیه میآورند میگویند آقا ماه را ما دیدیم به این كیفیت، به این كیفیت. سؤال میكند، فتوا میدهد امشب شب اول ماه. بعد میگویند بابا اینها سر تو كلاه گذاشتند! ماه چی، كشك چی، پشم چی، این حرفها چی، میگوید عجب، معلوم میشود ... آقا برگردانید برگردانید.
ولی كسی سر امام را نمیتواند كلاه بگذارد چون امام معصوم است او میبیند ماه بوده یا نبوده، ولی ما نه. میآیند دو نفر قشنگ صحنهسازی میكنند، در مطالب یك خرده وارد هم باشند میآیند پیش بنده طهرانی نه جای دیگر! پیش بنده، آقا ما ماه را دیدیم اینورش بود، سیخكش بالا بود، دمكش پایین بود، قطرش اینقدر بود، اینقدر بالای افق بود، میگویم اینها را همه را خودت دیدی قسم میخوری؟، قسم هم كه ماشاللَه قسم جلاله.
