اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان

0
عنوان بصری
عنوان بصری

شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ

معیار قرب و بعد افراد در مکتب عرفان

6
  • ما چیزهایی دیدیم، مسائلی دیدیم، همه‌جورش را دیدیم، آن كسی می‌رود و به آخر می‌رسد كه آن یاء نیاز را همیشه با خودش دارد، همیشه همراه خودش دارد، ی پررنگ، ی خوش‌خط، نستعلیق قشنگ، نه ی كوچولو، ی با خط درشت قلم، قلم‌های درشت، آن یاء به درد می‌خورد، آن ی، یك وقت آن ی نازك نشود! مثلا قلم درشت بشود قلم باریك و بعد بشود یك خودنویس بعد هم حالا آن خودنویس هم كوچولو، كوچولو و كم كم، اگر انسان متوجه نشود كم كم اینجوری می‌شود ها! آن یاء بعدا كم كم هم حذف می‌شود و نیاز می‌شود ناز، تمام شد. فاتحه، یك فاتحه بخوانید و با سه تا قل هو اللَه چون دیگر كار ... و من این را می‌دیدم در راه و روش بزرگان می‌دیدم، حالت نیاز را می‌دیدم، همیشه می‌دیدم، همیشه می‌دیدم.

  • همیشه این وضعیت و موقعیت را نسبت به اساتید مرحوم آقا رضوان اللَه علیه واقعا این جنبه نیاز را هم در مقام بیان تا زمان آخری كه ایشان از دنیا رفتند احساس می‌كردم، می‌فرمودند استاد ما آقای حداد، استاد ما آقای حداد، تا زمانی كه ایشان از دنیا رفتند، بنده نسبت به این مطالب شاهد بودم. استاد ما ایشان بودند، استاد ما علامه طباطبایی بودند، استاد ما اینها ... توجه می‌فرمایید؟

  • و این حالت حالتی بود كه خب الان برای ما این مسائل همه به عنوان تأسی به آن مبانی و به آن روش و سیره الان برای ما پایدار است، و ما باید همه اینها را مدنظر قرار بدهیم. ایشان همیشه می‌گفتند كه ما همه دندانه‌های یك شانه هستیم.

  • یك نفر آمده بود پیش ایشان بنده هم نشسته بودم، نماز مغرب و عشا در منزل بود و من صف دوم و سوم بودم، و رفته بود گفته بود كه آقا ایراد من كجاست؟ مشكل من كجاست؟ (یك مطالبی بود و یك مسائلی) ایشان فرموده بودند (با این بیان، حالا با یك تغییر كوچك) هروقت شما خودتان را با دیگران در یك سطح از دندانه‌های شانه دیدید آن موقع بیایید! صدایشان تا دو سه تا صف هم رفت، یواش هم صحبت نكردند. خب اینها از كجا پیدا می‌شود؟ از عدم توجه، از عدم توجه پیدا می‌شود كه انسان این مراقبه‌ای كه می‌گویند این مراقبه بی‌حساب نیست، این همه بزرگان نسبت به مراقبه تاكید می‌كنند نمی‌خواهند یك حرفی بزنند و سر آدم را گرم كنند و شیره بمالند، خب یك چیزی می‌فهمند كه دارند می‌گویند، خب می‌دانند پانزده سال دیگر چه بلایی به سرت می‌آید، می‌دانند ده سال دیگر چه بلایی سرت می‌آید از الان جلویش را بگیر.