
دستور امام صادق علیه السلام برای غلبه بر فرعونیت نفس
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
دستور امام صادق علیه السلام برای غلبه بر فرعونیت نفس
توضیحات:
شرح فقره: وَ أَمَّا اللَوَاتِي فِي الحِلمِ: فَمَن قَالَ لَكَ: إن قُلتَ وَاحِدَةً سَمِعتَ عَشرًا فَقُل: إن قُلتَ عَشرًا لَم تَسمَع وَاحِدَةً! وَ مَن شَتَمَكَ فَقُل لَهُ: إن كُنتَ صَادِقًا فِيمَا تَقُولُ فَأَسأَلُ اللَهَ أَن يَغفِرَلِي؛ وَ إن كُنتَ كَاذِبًا فِيمَا تَقُولُ فَاللَهَ أَسأَلُ أَن يَغفِرَ لَكَ وَ مَن وَعَدَكَ بِالخَنَي فَعِدهُ بِالنَّصِيحَةِ وَ الرَّعَآءِ
دستور امام صادق علیه السلام برای غلبه بر فرعونیت نفس
15وقتی یك هواپیما درست میكنند شرائط مختلفی در نظر میگیرند، اولین شرط این است كه با سبكترین آلیاژ این وسیله ساخته شود، كه دیگر از او سبكتر وجود نداشته باشد، حالا استحكام و مسائل و نیرو و كنش و واكنش اینها همه به جای خود، اما شرط اول اینكه سبك باشد، تا بتواند این حركت كند بتواند بالا برود، حالا اگر شما یك هواپیما میسازی و بعد یك فرض بكنید تانك هم به دنبالش آویزان كنید خب این كه نمیتواند بالا برود دیگر، از یك طرف بالش سبك میشود از یك طرف یك تانك به آن آویزان میكنی خب این نمیكشد همینطوری میماند سرش میرود بالا همینطوری میرود تا آخر، آمدی ثقیلش كردی، درست در نقطه مقابل شرائط برای پرواز آمدی شرائط او را تغییر دادی، این چطور میتواند دل بكند از زمین؟ این چطور میتواند خودش را از این زمین رها كند و در آسمان حركت كند، بكن این را، قطع بكن تا بتواند برود بالا، ما به سمت تجرد میخواهیم حركت كنیم، به سمت توحید میخواهیم حركت كنیم هی به خودمان اضافه میكنیم، هی به عناوینمان داریم اضافه میكنیم، هی به شخصیتمان اضافه میكنیم، هی دائرهای كه به دور خود میكشیم دائره را داریم توسعهاش میدهیم، شعاع این دائره را هی داریم اضافه میكنیم، پس ادعای ما و سخن ما به یك سو خواهد بود و روش ما و كیفیت حركت ما در سوی مخالف و در نقطه مقابلش خواهد بود، این یك مسأله مسأله مهمی است، یعنی این مطلب ضرری است كه متوجه ما خواهد كرد، وقتی انسان در مقام همین كه میخواهد در مقام مقابله برآید یعنی دارد آن موقعیت خودش را دارد تثبیت میكند من به عنوان زید ابن عمر، من به عنوان طهرانی، الان من یك وضعیتی دارم، یك شخصیتی دارم، یك موقعیتی در اجتماع دارم افراد فرض كنید كه حسابهایی میكنند، آن وقت فلانی راجع به من حرف بزند من ساكت بنشینم نگاه كنم؟
