مراد از کلمۀ «مولا» در فرمایش پیامبر اکرم در روز غدیر خم
توضیحات:
بیاناتی در خصوص ماه ذی الحجه و اعیاد مهم قربان و غدیرخم
مراد از کلمۀ «مولا» در فرمایش پیامبر اکرم در روز غدیر خم
12باز باش اى باب بر جوياى باب *** تا قشور از تو رسند اندر لباب باز باش اى باب رحمت تا ابد *** بارگاه ما له كفواً احد. خب مولانا دارد میگوید كه این در همیشه باید باز باشد، أمیرالمؤمنین همیشه باید باشد، قضیه مربوط به هزار و چهارصد سال نیست، باید باز باشد، الان كه من دارم این اشعار را میگویم باید باز باشد، الان تو داری بر دل من میتابی، الان من دارم حس میكنم، الان من روح پیدا كردم، الان من نور پیدا كردم، میگوید الان دارم این را احساس میكنم، پس اینها هستند كه این مطلب را دریافتند.
خب دیگر بیش از این دیگر مجالی برای ادامه نیست و به همین مقدار من خواستم فقط یك توجهی بدهم نسبت به مسئله غدیر كه قضیه غدیر قضیه تثبیت ولایت است، خلافت و حكومت و امثال ذلك اینها در زیرمجموعه این مسئله قرار میگیرد نه به عنوان یك اصل اساسی بدون توجه به این قضیه.
لذا بزرگان و اولیا الهی همیشه به قضیه غدیر خیلی به دیده اعجاب مینگریستند، و همانطوری كه خود رسول خدا هم فرمود افضل اعياد امتى يوم غدير خم یا عید غدیرخم، از همه اعیاد برای امت من روز عید غدیر مهمتر است، به همین جهت است، دلیلش هم خب روشن است و مرحوم آقا رضوان اللَه علیه و اولیاء الهی اینها همه سعی داشتند كه امروز را خیلی محترم بشمارند و جشن بگیرند و تاكید میكردند بر اینكه این مطلب را اشاعه بدهند و تبلیغ بكنند و نباید ما منتظر بشویم ببینیم كه فرض بكنید یك جایی مجلسی هست برویم شركت بكنیم، نه.
مثلا چه اشكال دارد كه انسان مثلا به عنوان روز عید چند نفر از دوستان را منزلش دعوت كند یا عصری مجلسی بگیرد و چهار نفر را دعوت كند، لازم نیست كه حتما چهل، پنجاه نفر، صد نفر باشند. چهار نفر، پنج نفر، ده نفر، اینها به عنوان عید بیایند و شركت كنند. شیرینی بگیرید در منزل، و این مطلب و این قضیه به عنوان یك فرهنگی است كه نشاندهنده هویت دینی ماست، هویت دینی ما غدیر است، نه اینكه فقط احكام شرعی، احكام شرعی را در توضیح المسائل هم نوشته اند، هویت دینی ما و حقیقت دین ما و واقعیت ما. شما مسئله ولایت را از دین سلب كنید ما میشویم صفر، صفر، یك خط این طرفش و یك خط آن طرفش، هیچی، اگر آن ولایت بیاید همه چیز هست و وقتی كه نباشد هیچی نیست. اختلاف ما با برادران اهل تسنن اختلاف در نقص و كمال است، اختلاف در جهالت و اسلام است، اختلاف در حقیقت و مجاز است، اختلاف در واقع و اعتبار است و این دو هیچ وقت با هم جمع نمیشوند. حقیقت كجا با مجاز جمع میشود؟ واقع كجا با مجاز جمع میشود؟ كجا جمع میشود؟

