اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مراد از کلمۀ «مولا» در فرمایش پیامبر اکرم در روز غدیر خم

14٬944
عنوان بصری

بیاناتی در خصوص ماه ذی الحجه و اعیاد مهم قربان و غدیرخم

مراد از کلمۀ «مولا» در فرمایش پیامبر اکرم در روز غدیر خم

توضیحات:

بیاناتی در خصوص ماه ذی الحجه و اعیاد مهم قربان و غدیرخم

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

مراد از کلمۀ «مولا» در فرمایش پیامبر اکرم در روز غدیر خم

8
  • قضیه غدیر یك واقعه‌ای است كه شروعش هزار و چهارصد سال پیش بوده بسیار خب، انتهایش كی است؟ انتهایش روز قیامت است، انتهایش این است. یعنی الان كه امشب، شب شنبه است امروز روز عید غدیر است، فردای شنبه عید غدیر است، یكشنبه عید غدیر است و پنجشنبه دیروز عید غدیر است، ما در هر لحظه لحظه غدیر داریم حركت می‌كنیم و جلو می‌رویم این است معنا.

  • پیغمبر كه آمدند و فرمودند كه علی خلیفه بعد از من است و آن ولایتی كه من داشتم بر شما آن ولایت را علی بر شما دارد یعنی چه؟ یعنی تمام امور شما، امور شخصی شما، امور خانوادگی شما، امور اجتماعی شما، هر كاری كه می‌خواهید بكنید، هر عملی كه می‌خواهید انجام بدهید حتی هر عملی كه نسبت به خودتان و شخص خودتان می‌خواهید انجام بدهید، قبلا باید از علی اجازه بگیرید، او نزدیكتراست در اختیار و اراده به شما از خود شما. این است معنایش.

  • النَّبِيُّ أَوْلى‌ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ... الأحزاب، ٦ خب معنایش چیست؟ معنایش این است، آن ولایتی كه من در این مدت ده سال در مدینه بر شما داشتم (حالا غیر از مكه) آن ولایت بعد از من استمرار پیدا می‌كند در این وجود، بله در زیرمجموعه این ولایت خب حكومت هم هست، خلافت هم هست، امر و نهی هم هست. وقتی علی می‌گوید كه آقا فرض كنید كه فلان خانه را بساز خب این حكومت است دیگر، وقتی علی می‌گوید آقا برو لباس جنگ بپوش برای دفاع به فلان جا حركت بكن، خب این معنای حكومت است دیگر، معنای خلافت چیست؟ وقتی علی می‌گوید فرض بكنید كه شما از این شهر به شهر دیگر حركت كن این معنا معنای حكومت است دیگر، معنای خلافت است.

  • سلمان را عمر می‌خواست بفرستد برای مداین، گفت من از تو اجازه نمی‌گیرم، من از كسی دیگر اجازه می‌گیرم، اگر او اجازه داد می‌روم. آمد پیش أمیرالمؤمنین حضرت فرمودند برو. خب حالا حاكم كیست؟ حاكم [ظاهری‌] هر چه بگوید من حاكم هستم! حاكم این است، او بیخود [در مسند] نشسته. در هوای خودش در عالم تخیل خودش می‌گوید كه حالا من حاكم هستم و سلمان از طرف من دارد می‌رود! سلمان می‌گوید من از كسی دیگر اجاز می‌گیرم، اجازه داد می‌روم، نداد نه. این می‌شود معنای حكومت. این حكومت در زیر مجموعه و از فروع این ولایت قرار می‌گیرد. وگرنه نه اینكه حكومت ارزش دارد، اصلا حكومت ارزشی ندارد، اصلا حكومت قیمتی ندارد.

/