دیدگاه اهل معرفت راجع به واقعه عاشورا
5از هنگامی كه سیدالشهدا به دنیا آمدند این قضیه كربلا به انحاء مختلف از زبان رسول خدا و همینطور أمیرالمؤمنین و اینها بود تا وقتی كه این واقعه اتفاق افتاد. بعد در جریان حضرت مسلم شما نگاه میكنید میبینید حضرت مسلم در واقعهای كه منزل هانی اتفاق افتاد و ابن زیاد آمد خب مسلّم بود بر اینكه اگر در آن مجلس ابن زیاد را از بین میبرد به یك ضربت كار تمام بود دیگر، نه كربلایی اتفاق میافتاد، نه دیگر عاشورایی اتفاق میافتاد و سیدالشهدا هم آمده بودند و حكومت تشكیل داده بودند و چه و چه، دیگر هیچ این قضایا نبود، این مسائل دیگر نبود، این سینه زدنها و زنجیر زدنها و در سر زدنها دیگر نبود، این عزاداریها دیگر نبود توجه میكنید؟ این مجالس خب دیگر نبود تمام شده بود. آدم برای چه عزاداری كند؟ دیگر وقتی كه عاشورایی در كار نیست، كربلایی وقتی در كار نیست، آدم برای كی عزاداری كند؟ هیچی دیگر نبود، این گریه كردنها دیگر نبود این اظهار ناراحتیها نبود، توجه میكنید چی میخواهم عرض میكنم دارم میبرم به یك سمت دیگری مطلب را، این قضیه عاشورا خب یك قضیه دردناكی است طبیعی است دیگر، به خاطر دردناك بودنش ما عزاداری میكنیم، وگرنه اگر یك قضیه عادی اتفاق میافتاد، خب یك مسئلهای مثل سایر مسائل دیگر، خب دیگر این دلیلی نداشت، خب به طور كلی اینكه مردم الان در سر میزنند، در سینه میزنند، این كارها همه به خاطر این است كه یك همچنین واقعه مولمهای رخ داد كه واقعا در جنایت و در قساوت و در سنگدلی خب دیگر رودست نداشت. واقعهای كه به طفل شش ماهه هم رحم نكردند، كی در دنیا میآید یك همچنین كاری انجام بدهد؟ كی میآید یك همچنین مسئلهای را بخواهد انجام بدهد؟ اگر كسی با كسی جنگ دارد خب بزرگ هستند آن میزند این میزند، آن كشته میشود آن میكشد، اما به طفل شش ماهه و طفل ده سال و هفت سال و اینها كه دیگر كسی كاری ندارد.

