اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وحدت اصل و منشاء در تمام صفات متضاد پروردگار

16٬234
جلسات

وحدت اصل و منشأ در تمام صفات متضادّ پروردگار. تبیین اجمالی قاعدۀ اَلواحد. امیرالمؤمنین علیه السّلام، تجلّی کبریائیّت و رحمت پروردگار. داستان اسلام آوردن بنی‌‌ثقیف. کشتن عروة بن مسعود، به خاطر مخالفت با سنن ملّی. پیامبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: «مَثَل عروة در امّت من، مَثل مؤمن آل‌یاسین است». داستان شهادت مؤمن آل‌یاسین. عروة بن مسعود، جدّ مادری حضرت علی‌اکبر علیه السّلام. ادامۀ داستان اسلام بنی‌ثقیف.

وحدت اصل و منشاء در تمام صفات متضاد پروردگار

توضیحات:

وحدت اصل و منشأ در تمام صفات متضادّ پروردگار. تبیین اجمالی قاعدۀ اَلواحد. امیرالمؤمنین علیه السّلام، تجلّی کبریائیّت و رحمت پروردگار. داستان اسلام آوردن بنی‌‌ثقیف. کشتن عروة بن مسعود، به خاطر مخالفت با سنن ملّی. پیامبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: «مَثَل عروة در امّت من، مَثل مؤمن آل‌یاسین است». داستان شهادت مؤمن آل‌یاسین. عروة بن مسعود، جدّ مادری حضرت علی‌اکبر علیه السّلام. ادامۀ داستان اسلام بنی‌ثقیف.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

وحدت اصل و منشاء در تمام صفات متضاد پروردگار

9
  •  مسلمان‌ها هم که دبّابه‌ها را بردند نزدیک حِصن که آن را بشکافند، از بالای حصن با آتش گُداخته، آن هم نه اینکه هیزم را آتش بزنند و بریزند بر سر اینها و این پوست‌ها را آتش بزنند، بلکه میله‌های آهن را داغ می‌کردند و می‌انداختند روی این پوست‌ها و آن میله‌های سرخ‌شده از آن بالا می‌آمد و این پوست‌ها را آتش می‌زد و می‌شکافت. خلاصه مسلمان‌ها به‌این‌واسطه نتوانستند پیروز شوند، و ده دوازده نفر هم کشته دادند، و از این عمل منصرف شدند؛ چون دیدند که ناجح نیست. آنها هم پیغام دادند که: «یا محمّد! برگرد و بُت‌های ما را از بین نبر، ما می‌آییم و با تو صلح می‌کنیم و مصالحه می‌کنیم!1»

  •  پیغمبر بعد از اینکه به مکّه رفتند و عمره را انجام دادند، به مدینه آمدند. عروة بن مسعود آمد به مدینه؛ آمدن او، هم به عنوان سفارت بود و هم به عنوان تماشا، و اینکه وضعیّت پیغمبر را تفحّص کند و ببیند که اینجا چیست؟ پیغمبر هم برای آنها اعلان اسلام کرد. عروة بن مسعود مردِ خیلی خیلی فکور، با عُمق و با سعه‌ای بود، در بعضی از روایات داریم که قبل از اینکه به مدینه برسد, اسلام آورد.2 وقتی به مدینه آمد و خدمت پیغمبر رسید و ایشان را زیارت کرد و وضع مسلمان‌ها را دید, بدون معطّلی اسلام آورد, و خودش گفت که:

  • اصلاً راهی از این عالی‌تر و بهتر نیست! سنّتی از این بهتر نیست! و این راهی است که هیچ‌کس از آن مستقیم‌تر نرفته، و رونده‌ای نمی‌تواند راهی را طی کند که از این راه بهتر باشد؛ لا یذهب عنه ذاهب!3

  •  و از رسول خدا اجازه خواست که برود و پیغام را برای قوم خودش برساند و آنها را به اسلام دعوت کند؛ حضرت فرمودند: «إنّهم إذن قاتلوک! اگر بروی، تو را می‌کشند!»4

  •  گفت: «یا رسول اللَه! چطور می‌شود؟! اینها مرا از چشمشان بیشتر دوست دارند، اینها به اندازه‌ای به من احترام می‌گذارند و مرا عزیز می‌شمارند که در همۀ کارهایشان با من مشورت می‌کنند، چطور می‌شود مرا بکشند؟!»

    1. تاریخ ابن‌خلدون، ج ٢، ص ٤٦٥.
    2. تاریخ الطّبری، ج ٣، ص ٩٦.
    3. المغازی، ج ٣، ص ٩٦٠.
    4. همان.
/