
اهمّیت ادب در سلوک
و توضیح مکر الهی
مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه به شرح و توضیح اولین فقره از دعای شریف ابوحمزه ثمالی میپردازد. استاد در ابتدا با اشاره به برخی از خصوصیات اولیای الهی مانند حضرت آقای حداد و علامه طهرانی، توصیه و تأکیدات آنان را نسبت به قرائت قرآن، سکوت، تفکر و برخی مسائل دیگر، با بیانی شیرین و در ضمن حکایات آموزندهای نقل و تأکید میکند که کلام اولیاء، بر اساس سعه وجودی افراد، ادراک میگردد. ایشان پس از تبیین نکات مقدماتی، برای تشریح اولین فقره دعا، در باره ادب و نحوه تحقق آن در هر شیئ، معنای صفت مکر در انسانها و سپس مفهوم این صفت در مورد خداوند متعال سخن میگویند. در ادامه این جلسه پربار، کیفیت مواجهه مرحوم علامه طهرانی با اساتید سلوکی شان و سیر باطنی در ممشای سلوکی عرفای اویسی توضیح داده میشود.
اهمّیت ادب در سلوک
4گفتم: جدّاً ما قدر نمیدانیم! آن بدبختهایی هم که آنجا بودند، مشخّص بود همۀ وقتشان را به بطالت و... گذراندند! و واقعاً جدّاً بِرکة السّباع که میگویند، همین محلّ اینها بود!
خود نفس حضور قرآن در جلسه برای انسان مفید است.
توصیه و تأکید اولیاء الهی نسبت به سکوت و تفکّر در ذات خویش
یک مسئله است و من این را از بعضیها شنیدهام و از سابق روی این مسئله خیلی فکر میکردم، و وقتی خدمت مرحوم آقای حدّاد رسیدم قضیّه برای من حل شد؛ و آن مسئله این بود که آیا سلوک به حرف است یا به سکوت است؟ آیا ما با حرف، یک مطلب را میفهمیم یا اینکه با آرامش و اطمینان و در خود فرورفتن و از خود یافتنِ آنچه را که به دنبالش هستیم؟ ما میخواهیم در جلساتمان صحبتی باشد، مطلبی گفته بشود و مسئلهای مطرح بشود، البته اینها تا حدودی خوب است و جنبۀ راهگشایی دارد؛ ولی اگر انسان به صحبت اکتفا بکند، در همین صحبت میماند و صحبت هم که تمام شدنی نیست! امّا اگر انسان نخواهد راه و مرام خودش را بر حرف قرار بدهد، بلکه بر شنیدن قرار بدهد، همین که یکمقدار به انسان بگویند، دیگر کفایت میکند. این افراد، افرادی هستند که بهره میبرند!
یکوقت جایی بودیم و مرحوم آقای حدّاد میفرمودند:
فلان کس میآید و مدام از من سؤال میکند که آقا این چه میشود، آقا آن چه میشود؟ دوباره همین پسفردا میآید و همینطور مدام میپرسد: این چه میشود، آن چه میشود؟ ولی فلان کس میآید و لبش را باز نمیکند، آن گوشه مینشیند و صدایش درنمیآید و آن حظّ خودش را میگیرد و میرود!
با حرف مطلب برای کسی روشن نمیشود؛ با فکر و سکوت و تأمّل قضیّه برای انسان روشن و حل میشود. صحبتهای من و امثال من، صحبتهایی است در حدود و اندازۀ فهم خودمان؛ ما برداشتی از یک مسئله داریم، حسن آقا برداشتی دارد، حسین آقا هم برداشت متفاوتی دارد؛ امّا کدام یک صحیح است، معلوم نیست. آن کسی میتواند به این قضیّه إشراف داشته باشد و إخبار بدهد که خودش محیط باشد. هر کدام مطلب دیگری را تخطئه میکنیم و همیشه در مقام اثبات هستیم، هیچوقت در مقام ثبوت نیستم. ولی قرآن و مطلبی که کلام خدا یا کلام امام علیه السّلام است، مطلبی است که این دیگر حتمی است!
