اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمّیت ادب در سلوک

و توضیح مکر الهی

0
سال 1414
جلسات

مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه به شرح و توضیح اولین فقره از دعای شریف ابوحمزه ثمالی می‌پردازد. استاد در ابتدا با اشاره به برخی از خصوصیات اولیای الهی مانند حضرت آقای حداد و علامه طهرانی، توصیه و تأکیدات آنان را نسبت به قرائت قرآن، سکوت، تفکر و برخی مسائل دیگر، با بیانی شیرین و در ضمن حکایات آموزنده‌ای نقل و تأکید می‌کند که کلام اولیاء، بر اساس سعه وجودی افراد، ادراک می‌گردد. ایشان پس از تبیین نکات مقدماتی، برای تشریح اولین فقره دعا، در باره ادب و نحوه تحقق آن در هر شیئ، معنای صفت مکر در انسانها و سپس مفهوم این صفت در مورد خداوند متعال سخن می‌گویند. در ادامه این جلسه پربار، کیفیت مواجهه مرحوم علامه طهرانی با اساتید سلوکی شان و سیر باطنی در ممشای سلوکی عرفای اویسی توضیح داده می‌شود.

اهمّیت ادب در سلوک

7
  • خدا رحمت کند مرحوم آقای حدّاد می‌فرمودند:

  • آنچه به درد سلوک می‌خورد، فکر و عقل است؛ اینکه عقلتان زیاد بشود و قضیّه را بفهمد، به‌درد می‌خورد!

  • ایشان به من می‌فرمودند:

  • به عمل نگاه نکنید، ببینید او چقدر می‌فهمد و فهم سلوکی‌اش چقدر است؛ این مهم است!

  • ادراک کلام اولیاء الهی براساس سعۀ وجودی و تخیّلات جزئیّۀ افراد

  • لذا افرادی که در صدد هستند مشکلات خودشان را با سؤال و جواب و با پرسش و پاسخ و با مطرح کردن مشکله‌ای و مسئله‌ای حل بکنند، بدانند که هیچ‌گاه به مقصود نخواهند رسید! دلیلش این است که آن جوابی که استاد می‌دهد، هیچ‌وقت جوابی نیست که کما هو حَقُّه باشد؛ جوابی طبق تخیّل ما و طبق سعۀ ما است! اگر بخواهد آن جواب ما حَقُّه را بدهد، کسی نمی‌تواند آن جواب را تحمّل کند، و ما هم نمی‌توانیم از محدوده خیال بیرون بیاییم؛ بنابراین مسائلی که سؤال می‌شود جنبۀ مقطعی و جزئی پیدا می‌کند، و جزئی هم هیچ‌گاه راه به کلّی نمی‌برد! در این جزئی و این مورد، در آن جزئی و آن مورد و.... و لذا من خودم بعینه و با چشم خودم دیدم و با گوش خودم شنیدم افرادی که به این نحو هستند، در قضاوت‌هایشان نسبت به آقا اشتباه می‌کنند! خیلی مشکل است که انسان از مسائل جزئی به کمالات کلّی پی‌ببرد، مگر اینکه آن‌قدر با ولیّ خدا ممارست داشته باشد که خم و چم قضیه را به‌دست آورده باشد، والاّ نمی‌شود.

  • روی این حساب، ما خیلی در صدد این نباشیم که صحبتی بشود و مطالبی مطرح بشود؛ آن چیزی که هست این است که حالا یک‌وقت این دستور است، خب این دستور عمل می‌شود و صحبت گفته می‌شود و من هم ابایی ندارم. مطلب از این قرار است که این مسائلی که مطرح می‌کنم، اینها مطالبی است که مطرح نمودنش برای این است که بالأخره اگر نفس مستعدّی هست، بتواند اینها را قبول کند. ما که طَرْفی نبستیم، حالا در هر صورت مانع خیر هم نباشیم.