
اهمّیت ادب در سلوک
و توضیح مکر الهی
مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه به شرح و توضیح اولین فقره از دعای شریف ابوحمزه ثمالی میپردازد. استاد در ابتدا با اشاره به برخی از خصوصیات اولیای الهی مانند حضرت آقای حداد و علامه طهرانی، توصیه و تأکیدات آنان را نسبت به قرائت قرآن، سکوت، تفکر و برخی مسائل دیگر، با بیانی شیرین و در ضمن حکایات آموزندهای نقل و تأکید میکند که کلام اولیاء، بر اساس سعه وجودی افراد، ادراک میگردد. ایشان پس از تبیین نکات مقدماتی، برای تشریح اولین فقره دعا، در باره ادب و نحوه تحقق آن در هر شیئ، معنای صفت مکر در انسانها و سپس مفهوم این صفت در مورد خداوند متعال سخن میگویند. در ادامه این جلسه پربار، کیفیت مواجهه مرحوم علامه طهرانی با اساتید سلوکی شان و سیر باطنی در ممشای سلوکی عرفای اویسی توضیح داده میشود.
اهمّیت ادب در سلوک
9مرحلۀ اوّلِ تأدیب، و روایت أمیرالمؤمنین علیه السّلام در مذمّت تذکّر در ملأ عام
در مورد انسان نیز خدا میخواهد انسان را ادب کند. ادب بکند، یعنی شخصی گناهی کرده و خطایی مرتکب شده است و باید اثر آن گناه و اثر آن خطا از نفس این بیرون بیاید. با او چهکار میکند؟! یکوقت به او یک تذکّری میدهند که این کاری که کردید اشتباه بود. (چقدر خوب است که همیشه انسان اگر میخواهد به کسی تذکّر بدهد، در جای خلوت بگوید، نه در یک مکان عمومی! امیرالمؤمنین علیه السّلام دارند که: «النُصحُ بَینَ المَلَإ تَقریعٌ؛1 انسان اگر در ملإ عام نصیحت کند، کوبیدن شخص است!» اگر انسان میخواهد نصیحت بکند، اصلاً جلوی کسی نصیحت نکند، بلکه در خلوت و خفاء بهتر است!) یکوقت اینطوری است که میآید و تأثیر میکند و مؤثّر واقع میشود، و یکوقت هم میآید گوشمالی میدهد. حالا راجع به این تأدیب و عقوبت و... و اینکه در چه مواقعی است، خیال میکنم قبلاً صحبتی شده بود!
معنای صفت ناپسند مکر
گفتم امشب راجع به این «لا تَمکُر بی فی حیلَتِکَ» صحبت کنم که منظور چیست؟ مکر، بهطور کلّی یک صفت ناپسندی است. مکر: یعنی وسیلهای که به واسطۀ آن، انسان ذهن شخص را منحرف کند و یک مطلب ناخواستهای را بر او تحمیل کند. وقتی که یک شخص به دیگری مکر میکند، یعنی مطلب را بهنحوی برای او جلوه میدهد که او روندِ کار را عادی میبیند، امّا چون خود این شخص ماکِر و مکّار از پسِ پرده خبر دارد و میداند که این روند چه نتیجهای دارد، میگوید بیا از من بخر! مثلاً طرف خودش جزء اعضای دولت است و خبر دارد که فردا یا پس فردا دولت لایحهای را تصویب میکند که بر طبق تصویبِ این لایحه، تعرفۀ گمرکی پایین میآید و ماشین ارزان میشود؛ و زود ماشین را میفروشد و میگوید: آقا این ماشین را از من بخر، خیلی برایت خوب است! دارد گران میشود! آن بندۀ خدا هم از همهجا بیخبر میآید این ماشین را میخرد، بعد یکدفعه فردا میبیند ماشین یک میلیون پایین آمد! این را میگویند مکر.
- شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج ٢٠، ص ٣٤١.
