اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (2)

16٬965
سال 1414
جلسات

در این جلسه نورانی، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در شرح عبارات ابتدایی دعای شریف ابوحمزه ثمالی و در ادامه مبحث مهم «عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک»، به تمایزاتی در اعمال عالمان حقیقی و علماء متهتک می‌پردازند. ایشان در بخشی دیگر از بیانات پربارشان، ضمن اشاره به عدم ادراک عقل نسبت به مصالح واقعی دستورات اولیای الهی، دلیل این مسئله را تبیین می‌کند. اساسی ترین نکته در سلوک، تعبد سالک به دستورات امام و اولیاست و مرحوم استاد، به نمونه‌هایی از تمرد برخی علمای متهتک در مقابل اولیای الهی اشاره می‌نمایند.

شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (2)

توضیحات:

در این جلسه نورانی، مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در شرح عبارات ابتدایی دعای شریف ابوحمزه ثمالی و در ادامه مبحث مهم «عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک»، به تمایزاتی در اعمال عالمان حقیقی و علماء متهتک می‌پردازند. ایشان در بخشی دیگر از بیانات پربارشان، ضمن اشاره به عدم ادراک عقل نسبت به مصالح واقعی دستورات اولیای الهی، دلیل این مسئله را تبیین می‌کند. اساسی ترین نکته در سلوک، تعبد سالک به دستورات امام و اولیاست و مرحوم استاد، به نمونه‌هایی از تمرد برخی علمای متهتک در مقابل اولیای الهی اشاره می‌نمایند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

شرح و توضیح عالِم مُتَهَتِّک و جاهل مُتَنَسِّک (2)

13
  • علمش را واگذار کنید، یعنی تو نمی‌فهمی؛ اگر عقل داشتی می‌فهمیدی! یعنی برو انجام بده! این‌قدر آدم باش که بالأخره کار را کرده باشی! مرحوم شیخ هم در آن قسمت آخر رسائل، نظایر هم‌چنین روایاتی را آوردند: اگر دیدید روز است و ما می‌گوییم شب است، مصلحتی در آن است؛ و امثال ذلک.1

  • اینها همه یک مناط و یک ملاک دارد و آن این است که اصلاً سلوک یعنی علم اجمالی؛ تعبّد یعنی علم اجمالی.

  • آن عُمَری که پیش پیغمبر آمد و گفت که من هیچ‌وقت شک نکردم غیر از این مورد که پیغمبر گفت می‌رویم و مکّه را فتح می‌کنیم، آمدند مکّه و برگشتند و مکّه را فتح نکردند! عجب! خب این خلاف درآمد! پیغمبر گفت: «گفتم امسال ولی نگفتم در اینجا!»2 او دارد با همین اسباب ظاهر با پیغمبر عمل می‌کند؛ از یک طرف می‌بیند پیغمبر است و خب قبول دارد، از یک طرف می‌بیند که این حرفش با این اسباب ظاهر خلاف درآمد؛ لذا می‌گوید: این یکی را قبول نداریم و کنار می‌گذاریم!

  • انسان چون در گیرودار نفس أمّاره و هویٰ است، نفس أمّاره مسائل را به نفع خودش توجیه می‌کند؛ اینجا است که یک‌دفعه در مقابل هم قرار می‌گیرند!

  • اعتراض و تمرّد برخی علماء متهتّک در مقابل اولیاء الهی

  • عالم متهتّک عالمی است که در مقابل ولیّ قرار می‌گیرد و می‌گوید: باید این‌طور باشد، باید آن طور باشد!

  • من یک روز به آقا عرض کردم: بعضی از علما از شاگردان شما به اجازۀ شما برای ملاقات با یکی از مراجع به مسافرت رفتند؟ ایشان فرمودند:

  • نه‌خیر، ایشان فقط آمد از من خداحافظی کرد و گفت: «شما مطلبی نداری که به آن مرجع بگویم؟» و من گفتم که این مطالب هست.

  • آقا دارد قضیۀ دو روز بعدش را می‌بیند، امّا تو این را نمی‌بینی؛ آقا دارد اوضاع و احوال را می‌بیند، امّا تو نمی‌بینی، تو فقط نگاه می‌کنی به اینکه ای وای، اسلام از دست رفت، به داد اسلام برسید! قیّمِ اسلام اینجا نشسته است!

    1. فرائد الأصول، ج ٢، ص ٨١١.
    2. تاریخ الإسلام، ذهبی، ج ٢، ص ٣٧١: «... فقال عُمَرُ: وَاللَهِ ما شَکَکتُ مُنذُ أسلَمتُ إلّا یومئذٍ، فأتیتُ النّبیَّ، صلّی اللَهُ علیه و [آله و] سلّم فقُلتُ: یا رسولَ اللَه، أ لَستَ نبیَّ اللَه؟ قال: ”بلیٰ!“ قلتُ: أ لَسنا علیٰ الحقِّ و عدُوُّنا علیٰ الباطل؟ قال: ”بلیٰ!“ قلتُ: فلِمَ نُعطی الدَّنیَّةَ فی دینِنا إذًا؟ قال: ”إنّی رسولُ اللَهِ و لَستُ أعصیهِ و هو ناصِری!“ قلتُ: أ وَ لَستَ کُنتَ تُحَدِّثُنا أنّا سَنَأتی البَیتَ فنَطوفُ حَقًّا؟ قال: ”بلیٰ، أ فَأخبَرتُک أنَّک تَأتیه العامَ؟“ قلتُ: لا! قال: ”فإنَّک آتیهِ و مُطَوِّفٌ به.“»
      تفسیر القمی، ج ٢، ص ٣١٢: «... و رَجَعَ سُهَیلُ بنُ عَمرٍو و حَفصُ بنُ الأحنَفِ إلیٰ قُرَیشٍ  فأخبَرَهُم بِالصُّلحِ، فَقالَ عُمَرُ: یا رَسولَ اللَهِ، أ لَم تَقُل لَنا أن نَدخُلَ المَسجِدَ الحَرامَ و نَحلِقَ مَعَ المُحَلِّقینَ؟! فَقالَ: ”أ مِن عامِنا هَذا وَعَدتُکَ؟“»
/ 260