
حقیقت معرفت
فقره دعاء: بك عرفتك و أنت دللتني عليك و دعوتني إليك ولو لا أنت لم أدْرِ ما أنت. 1 – معرفت و شناخت نسبت حقيقت يك شيء هنگامي حاصل ميشود كه اتّحاد وجودي با آن شيء حاصل شود. 2 – جهل و عدم معرفت افراد به زوايا و مكنونات نفسي خويش. 3 – تفسير آيه شريفه: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ ». 4 – حقيقت همۀ موجودات عالم هستي امام عليه السلام ميباشد. 5 – توضيحي در ارتباط با معنا و حكمت: صيرورة الانسان عالماً عقليّاً يضاهي العالَم العيني. 6 – تحقق همۀ مراتب وجود در نفس پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه. 7 – كيفيت اطلاع اولياء الهي نسبت به عالم غيب و إخبار از آن. 8 – لزوم حركت در مسير سير و سلوك راه الهي بر اساس يقين و معرفت.
حقیقت معرفت
11چند شب پیش نمیدانم گفتم یا نه یا به کسی دیگر داشتم میگفتم یک وقتی بین آقا و فلان و این حرفها یک دو سه نفر آمده بودند میخواستند که ایشان برای ایشان محاکمهای کند از همین مسایل ظاهری اختلاف نمیدانم در این مجالس مثل اینکه بود هان؟ در این مجالس، یک جنبه چیز من دیدم که او دارد میرود برای خودش چیز جمع کند أعوان و أنصار جمع کند، آن هم دارد میرود برای خودش همین شاهد بیاورد فلان بکند که یک مسئله مالی بوده مرافعات مالی، معاملات که بله این در آنجا این جور گفت حالا آمده سر ما را کلاه گذاشته فلان گذاشته این حرفها، من به یکی رسیدم گفتم من به آن یکی که نمیتوانم حرف بزنم به تو میگویم تو میخواهی بروی جلوی آقا چه بگویی، واسه چه میخواهی بروی جمع کنی؟ حالا گیرم برایش جمع کردی و آمدی پیش آقا ثابت کردی بعد آقا آمدند به نفع او حکم کردند، چکار میکنی؟ ول کن آقا، آخر کسی که میرود پیش ایشان که دیگر حرف نمیزند، مگر طرفین قضیه پیش ولی خدا تفاوتی میکند که آدم بیاید خودش را این قدر به زحمت بیاندازد آقا راحت باش برو بگو آقا چیست؟ این است، خیلی خب یا علی مدد تمام شد رفت، جمع کردن یعنی چه؟ مدرک آوردن یعنی چه؟ دلیل آوردن یعنی چه؟ کلام ولی ملاک است نه اینکه چه میگوید. چه میگوید به درد نمیخورد بیانداز کنار آنکه میگوید آن درست است. این قضیه است ما در این گیر هستیم. گیر ما در این است که دنبال چه میگوید هستیم نه دنبال اینکه میگوید، میگوییم چرا گفت؟
آمده بود یک کسی پیش ایشان، آقا فلان مورد انجام شده اینطور اینطور اینطور و چند میلیون، حدود بیست میلیون بود، بیست میلیون هم عرض میشود که میخواهیم بیاییم خدمت شما بدهیم نمیدانم مشمول مالی بود، چیچی بود حالا دیگر بیشتر توضیح نمیدهم، ایشان فرمودند: بروید به دفتر آقای خامنهای بدهید. همین اخیراً آمد بیرون و بعد به اخوی آقا سید محمد صادق گفته بود من یا درست نتوانستم مطلب را ادا کنم یا آقا اینطور، ولی شما بروید به آقا بگویید که این جوری و این جوری بوده این جوری؛ آقا محمد صادق بنده خدا آمد هنوز دهان باز نکرده بود [که مرحوم آقا فرمودند:] یک کلمه حرف میزنم!
