اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معرفت

0
سال 1416

فقره دعاء: بك عرفتك و أنت دللتني عليك و دعوتني إليك ولو لا أنت لم أدْرِ ما أنت. 1 – معرفت و شناخت نسبت حقيقت يك شيء هنگامي حاصل مي‌شود كه اتّحاد وجودي با آن شيء حاصل شود. 2 – جهل و عدم معرفت افراد به زوايا و مكنونات نفسي خويش. 3 – تفسير آيه شريفه: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ ». 4 – حقيقت همۀ موجودات عالم هستي امام عليه السلام مي‌باشد. 5 – توضيحي در ارتباط با معنا و حكمت: صيرورة الانسان عالماً عقليّاً يضاهي العالَم العيني. 6 – تحقق همۀ مراتب وجود در نفس پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه. 7 – كيفيت اطلاع اولياء الهي نسبت به عالم غيب و إخبار از آن. 8 – لزوم حركت در مسير سير و سلوك راه الهي بر اساس يقين و معرفت.

حقیقت معرفت

15
  • نه نه نه نه یک وقت انجام ندهی ها انجام نده، انجام نده!

  • یعنی تا در ذهن این شبهه پیدا شد که این مسیر، مسیر خلاف است قطع شد دیگر، تمام شد کارش درآمد رفت که رفت که رفت. یعنی تا شما بیایی بگویی رسول خدا دارد خلاف پروردگار را دارد می‌گوید دیگر نمی‌توانی تو به رسول خدا اقتدا کنی، تمام شد قضیه، دیگر باید بروی در سرت بزنی. داد بیداد هوار گریه فلان اینکه خدایا بیا چیکار کن، بیا برگردان قضیه را، با شک در رسول اللَه دیگر تو نمی‌توانی قدم برداری ماندی دیگر همان جا ماندی تمام شد. اگر یک شبهه پیدا بشود این‌طور زود باید ردش کنی نباید بماند نباید بگذارد رسوخ پیدا بکند این چیزهایی که یک عمر ما با این‌ها مأنوس شدیم حالا این دارد یکی یکی می‌خواهد آن‌ها را بکشد بیرون.

  • خب توحید که آسان نیست، توحید قضیه‌اش قضیه آن شیر و گاوی که در مثنوی است. آن مرد خیال می‌کرد این گاو است هی دست می‌مالید به سر و کله‌اش گفت اگر می‌دانست این مرد است دلش‌ پرخون شدی اگر می‌دانست چی را دست می‌مالد، یال شیر را دارد دست می‌مالد؟ دست به سر شیر دارد می‌کشد؟1 دم شیر را دارد می‌کشد می‌گویند با دم شیر بازی نکن!

  • اگر چراغ روشن بشود، چراغ توحید روشن بشود پرده از جلوی چشم ما برود کنار ما محو و نابود هستیم با این وضعی که داریم یعنی یکدفعه سر به کوه می‌گذاریم زیر پای همه چیز اگر از نظر جسمی چیز نشدیم.

  • می‌گویند این چیزهایی که تلسکوپ‌هایی که هست فلان این حرف‌ها که نشان می‌دهند بعضی‌ها هست که این قدر مهم است که این‌ها اگر یکدفعه نشان بدهد اصلًا شاید طرف چیز شود قاطی کند یک مدتی می‌آورند این‌ها را تمرین می‌دهند اول با نمی‌دانم دوربین کذا و کذا و کذا هی بزرگ، بزرگ می‌کنند تا بعد یکدفعه بعد تلسکوپ را نشان می‌دهند آن اجرام سماوی و این‌ها را می بیند که یکدفعه شوکه نشود مراتب و چیز را بگذراند.

    1. روح مجرد، ص ٢٨:
      روستائى گاو در آخور ببست***شير، گاوش خورد و بر جايش نشست‌
      روستائى شد در آخور سوى گاو***گاو را مى‌جست شب آن كنجكاو
      دست مى‌ماليد بر اعضاى شير***پشت و پهلو، گاه بالا گاه زير
      گفت شير ار روشنى افزون بدى***زهره‌اش بدريدى و دلخون شدى‌
      اين چنين گستاخ ز آن مى‌خاردم***كو در اين شب گاو مى‌پنداردم‌
      حق همى گويد كه اى مغرور كور***نى ز نامم پاره پاره گشت طور
      كه لَو [١] أنْزَلْنا كِتابًا لِلْجَبَلْ***لَانْصَدَعْ ثُمَّ انْقَطَعْ ثُمَّ ارْتَحَلْ‌
      از من ار كوه احد واقف بدى***پاره گشتىُّ و دلش پر خون شدى‌
      از پدر و از مادر اين بشنيده‌اى***لا جرم غافل در اين پيچيده‌اى‌
      گر تو بى تقليد ز آن واقف شوى***بى نشان بى جاى چون هاتف شوى‌ [٢]
      [١] در تعليقه« مثنوى» گويد: لَوْ أنزَلْنا اشاره به آيه واقعه در سوره مجادله است كه:﴿ لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‌ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ.﴾ يعنى« اگر اين قرآن مجيد را بر كوهى ميفرستاديم، ميديديم (ميديدى) او را ترسنده و شكافته شده از بيم خدا؛ اينست مَثلها كه ميزنيم». أقول: بلكه اين آيه ٢١، از سوره ٥٩: حشر است. [٢]« مثنوى» طبع سنگى آقا ميرزا محمود، ص ١١٦، المجلّد الثّانى، سطر ٨ تا ١٢