اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معرفت

0
سال 1416

فقره دعاء: بك عرفتك و أنت دللتني عليك و دعوتني إليك ولو لا أنت لم أدْرِ ما أنت. 1 – معرفت و شناخت نسبت حقيقت يك شيء هنگامي حاصل مي‌شود كه اتّحاد وجودي با آن شيء حاصل شود. 2 – جهل و عدم معرفت افراد به زوايا و مكنونات نفسي خويش. 3 – تفسير آيه شريفه: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ ». 4 – حقيقت همۀ موجودات عالم هستي امام عليه السلام مي‌باشد. 5 – توضيحي در ارتباط با معنا و حكمت: صيرورة الانسان عالماً عقليّاً يضاهي العالَم العيني. 6 – تحقق همۀ مراتب وجود در نفس پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه. 7 – كيفيت اطلاع اولياء الهي نسبت به عالم غيب و إخبار از آن. 8 – لزوم حركت در مسير سير و سلوك راه الهي بر اساس يقين و معرفت.

حقیقت معرفت

17
  • راجع به مثنوی بعضی این را می‌گویند دیگر بعضی واقعاً در مثنوی می‌مانند و دیوانه می‌شوند بعضی هم خودشان را راحت می‌کنند می‌گویند آقا مثنوی دیوانه است یک وقت آقا جوّی بوده یک وقت قَدَری بوده یک وقت اصلًا نمی‌دانم اختیاری بوده یک وقتی چی چی بوده هر سالی که از او می‌گذشته یک مذهب پیدا می‌کرده، دیوانه بوده اصلًا قائل دارد قولش قائل دارد.1 (صوت نامفهوم ١٠: ٤٨) آقا دیوانه است اصلًا هر سالی که صبح از خواب بلند می‌شود یک رأی از خودش درمی‌آورد، می‌نوشتند فردا دوباره بلند می‌شود و یک جور دیگر می‌گوید.

  • حالت فناء ذاتی حضرت سجاد در وقت انشاء این دعا

  • درست شد؟ این حقیقت، حقیقت توحید است. حالا شما ببینید پس بنابراین اگر قرار باشد ما بخواهیم به ذات پروردگار معرفت پیدا کنیم این معرفت به چه وسیله‌ای حاصل می‌شود؟ به خود ذات پیدا می‌شود. بک عرفتک‌ یعنی من تو را به خودت شناختم نه به چیزی از ماسوِی خودت چون اگر به یکی از ماسوی باشد عرفان حاصل نمی‌شود، حدی برایش هست، رتبه‌ای برایش هست مرتبه‌ای برای این عرفان است اما وقتی که به خود ذات عرض می‌شود که عرفان پیدا شد یعنی آن ذات بیاید چه کار کند این را در خودش فانی کند آن موقع می‌تواند بگوید بک عرفتک‌ من تو را شناختم به تو نه، به صفات تو، نه به اسماء تو به صفات تو و به خود تو و به ذات تو من شناختم. این می‌شود چه فنای ذاتی.

  • پس حضرت سجاد در این‌جا در مقام فناء ذاتی است. لذا می‌فرماید: وانت دللتنى علیک‌ تو من را دلالت کردی به خودت نه به آثار خودت، نه این‌که بیای نگاه کنی و ببینی در عالم وجود چه خبر است اون که چشم داری خودت داری می‌بینی‌ دللتنى علیک‌ به خودت دلالت کردی و از این مهم‌تر ودعوتنى الیک‌ به خودت مرا چکار کردی؟ خواندی، بیایید به من به سمت من بیایید نه به سمت من به‌

    1. ٢. كيست؟