
حقیقت معرفت
فقره دعاء: بك عرفتك و أنت دللتني عليك و دعوتني إليك ولو لا أنت لم أدْرِ ما أنت. 1 – معرفت و شناخت نسبت حقيقت يك شيء هنگامي حاصل ميشود كه اتّحاد وجودي با آن شيء حاصل شود. 2 – جهل و عدم معرفت افراد به زوايا و مكنونات نفسي خويش. 3 – تفسير آيه شريفه: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ ». 4 – حقيقت همۀ موجودات عالم هستي امام عليه السلام ميباشد. 5 – توضيحي در ارتباط با معنا و حكمت: صيرورة الانسان عالماً عقليّاً يضاهي العالَم العيني. 6 – تحقق همۀ مراتب وجود در نفس پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه. 7 – كيفيت اطلاع اولياء الهي نسبت به عالم غيب و إخبار از آن. 8 – لزوم حركت در مسير سير و سلوك راه الهي بر اساس يقين و معرفت.
حقیقت معرفت
20إنّی لَاکتُمُ مِنْ عِلْمی جَواهِرَهُ *** کیلا یرَی الْحَقَّ ذو جَهْلٍ فَیفْتَتِنا وَ قَدْ تَقَدَّمَ فی هَذا أبو حَسَنٍ إلَی *** الْحُسَینِ وَ أوْصَی قَبْلَهُ الْحَسَنا یا رُبَّ جَوْهَرِ عِلْمٍ لَوْ أَبُوحُ بِهِ
حضرت میفرماید که: اگر دهان بخواهم باز کنم و بگویم
لَقِیلَ لِی أَنْتَ مِمَّنْ یعْبُدُ الْوَثَنَا1
اصلا تو چی هستی؟ تو بت پرست هستی. چرا میگویند تو بت پرست هستی؟ ببین چه دارد حضرت میگوید کل معانی (صوت نامفهوم) یک چیز گفته بود ها! دیگر حالا بیش از این نمیگویم ولی خلاصه اگر حقیقت عالم را حضرت سجاد میآمد و بیان میکرد آن موقع به جای یک بت همه عالم میشدند بتها منتهی چیزی که هست حضرت سجاد معرفت دارد، علم دارد، چشمش باز است، موحد است هر وجودی را در رتبه خودش قرار میدهد و بین عوالم خلط نمیکند و وحدت را بدون کثرت و کثرت را بدون وحدت لحاظ نمیکند. ولی نه بقیه تا یک جرقه میخورد میآیند داد و بیداد و کار را چکار میکنند؟ خراب میکنند.
بله وَ لَوْ لَا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ مَا أَنْتَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَدْعُوهُ فِیجِیبُنِى وَ إِنْ کنْتُ بَطِیئاً حِینَ یدْعُونِى2 دیگر انشاءاللَه این برای بعد.
اللَهم صل علی محمد و آل محمد
- الوافى، ج ١، ص ١١:
إنّى لَاكْتُمُ مِنْ عِلْمى جَواهِرَهُ *** كَيْلا يرَى الْحَقَّ ذو جَهْلٍ فَيَفْتَتِنا وَ قَدْ تَقَدَّمَ فى هَذا أبو حَسَنٍ إلَى *** الْحُسَيْنِ وَ أوْصَى قَبْلَهُ الْحَسَنا يا رُبَّ جَوْهَرِ عِلْمٍ لَوْ أَبُوحُ بِهِ *** لَقِيلَ لِى أَنْتَ مِمَّنْ يعْبُدُ الْوَثَنَا ترجمه دو بيت اولروح مجرد، ص: ٣٧٦: اى چه بسيار از آن علوم جوهريّه أصيله را كه در من است، و اگر بدان لب بگشايم تحقيقاً به من مىگويند: تو بتپرست ميباشى. و جمعى از مردان مسلمان بدين جرم خون مرا حلال مىشمرند؛ آنان زشتترين كردار خود را نيك مىدانند.وَ لَاسْتَحَلَّ رِجَالٌ مُسْلِمُونَ دَمِى *** يرَوْنَ أَقْبَحَ مَا يأْتُونَهُ حَسَنَا - مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج ٢، ص ٥٨٢.
- الوافى، ج ١، ص ١١:
