اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معرفت

0
سال 1416

فقره دعاء: بك عرفتك و أنت دللتني عليك و دعوتني إليك ولو لا أنت لم أدْرِ ما أنت. 1 – معرفت و شناخت نسبت حقيقت يك شيء هنگامي حاصل مي‌شود كه اتّحاد وجودي با آن شيء حاصل شود. 2 – جهل و عدم معرفت افراد به زوايا و مكنونات نفسي خويش. 3 – تفسير آيه شريفه: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ ». 4 – حقيقت همۀ موجودات عالم هستي امام عليه السلام مي‌باشد. 5 – توضيحي در ارتباط با معنا و حكمت: صيرورة الانسان عالماً عقليّاً يضاهي العالَم العيني. 6 – تحقق همۀ مراتب وجود در نفس پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه. 7 – كيفيت اطلاع اولياء الهي نسبت به عالم غيب و إخبار از آن. 8 – لزوم حركت در مسير سير و سلوك راه الهي بر اساس يقين و معرفت.

حقیقت معرفت

3
  • دلیل دوم:

  • مطلب دیگر این‌که می‌فرمایند: صرف نظر از جنبه علیت تمام ماسوی اللَه، همه این‌ها ماهیات هستند و ظلمت امکانیه بر جمیع ماسوی اللَه سایه افکنده، پس ما هیچ گاه نوری را نمی‌توانیم جستجو کنیم که آن نور بتواند ما را به سرچشمه خورشید هدایت کند. به عبارت دیگر هر وسیله‌ای که برای هدایت ما و برای معرفی پروردگار به ما و تبیین صفات و اسماء و ذات او برای ما هر وسیله‌ای که مقرر بشود سلام علیکم این وسیله خود از نور وجود ذات متنوّر و مستنیر شده است، پس او نمی‌تواند ما را به آن سرچشمه ببرد به جهت این‌که، این در مراتب ماهیت خودش نیاز به غیر دارد و می‌گویند معرِّف باید اجلی از معرَّف باشد.1 راجع به این مطلب مسئله خیلی ادامه‌دار است و خب رفقا کم و بیش راجع به این، خب در کتاب‌ها و مطالب، خیال می‌کنم فرمایشات مرحوم آقا رضوان اللَه علیه هم در این‌جا مسائلی که رفقا می‌دانند.

  • دلیل سوم:

  • مطلب دیگری که به نظر می‌رسد در اینجا، این است که این‌ بک عرفتک‌ این شاید منظور حضرت غیر از این جهتی که خب فرمودند جهت دیگری داشته باشد، و آن این است که آیا ممکن است که ما معرفت به یک شیی‌ء پیدا بکنیم غیر از خود آن شی‌ء؟ یعنی غیر از یک نوع اتّحاد وجودی با آن شی‌ء ما معرفت به آن پیدا بکنیم؟ این امکان ندارد.

  • فرض کنید که شما می‌خواهید به زید معرفت پیدا کنید زیدی که اصلا ندیدید، یک وقتی کنار هستید از دور یک شبهی را می‌بینید می‌آیید، از اول که از دور هستید و خیال می‌کنید این فرض کنید درخت است در بیابان است یعنی واقعا جهل کامل نسبت به زید شما دارید، به هیچ وجه اطلاعی از او ندارید بعد می‌آیید نزدیک‌تر می‌گویید نه این حیوان است. حرکت می‌کند شما نسبت به آن زید نفس الأمری و مقام ثبوت یک اطلاعکی پیدا می‌کنید، خیلی فی الجمله همین قدر این دارد راه می‌رود یک مقداری نزدیک‌تر می‌آیید می‌بینید نه این انسان است، به زید معرفت شما بیشتر می‌شود بالاخره می‌فهمید این انسان است. حالا در مقام اثبات نمی‌دانید این زید است، ولی بالاخره از نفس الامری که این زید است، یعنی این کلی منطبق بر همین شخص خارجی است، این انسانیت. خب این هم یک قدری عرفان و معرفت بیشتر می‌شود تا می‌آید جلو سلام علیک می‌کنید وقتی سلام و علیک کردید بَه چه آدم خنده‌رویی است می‌گویید ها بَه چه آدم خوبی است، بیا بریم با او رفیق بشویم از این آدم‌هایی که همیشه اخم می‌کنند و این‌ها عرض می‌شود که خوشمان نمی‌آید برویم با او بخندیم یک خورده باهاش خنده‌رو، می‌بینید نه این آدم اصلا ذاتاً خنده‌رو است.

    1. .