
معیّت سعی و احاطی خداوند با مخلوقات
خلقت یعنی ظهور و تجلّی. معیّت سِعی و احاطی خداوند با مخلوقات. معنای واحد بالصرافه به بیانی ساده. تبیین حقیقت وجود ربطی و فقری موجودات. عاشقم بر همه عالم، که همه عالم از اوست. حکایتی از مرحوم آقا سیّد جمالالدّین گلپایگانی. در بیان ذکر «یا هو، یا من لا هو إلاّ هو». کیفیّت نگارش کتاب توحید علمی و عینی. قلم سلیس کتاب شریف اللَه شناسی در بیان حقایق عالی توحیدی. ترجمۀ فقراتی از دعای شریف افتتاح توسط معلّق.
معیّت سعی و احاطی خداوند با مخلوقات
توضیحات:
خلقت یعنی ظهور و تجلّی. معیّت سِعی و احاطی خداوند با مخلوقات. معنای واحد بالصرافه به بیانی ساده. تبیین حقیقت وجود ربطی و فقری موجودات. عاشقم بر همه عالم، که همه عالم از اوست. حکایتی از مرحوم آقا سیّد جمالالدّین گلپایگانی. در بیان ذکر «یا هو، یا من لا هو إلاّ هو». کیفیّت نگارش کتاب توحید علمی و عینی. قلم سلیس کتاب شریف اللَه شناسی در بیان حقایق عالی توحیدی. ترجمۀ فقراتی از دعای شریف افتتاح توسط معلّق.
معیّت سعی و احاطی خداوند با مخلوقات
16اللَهمَّ إنّی أسألُکَ قَلیلًا مِن کَثیرٍ مَعَ حاجَةٍ بی إلَیهِ عَظیمَةٍ، و غِناکَ عَنهُ قَدیمٌ، و هوَ عِندی کَثیرٌ، و هوَ عَلَیکَ سَهلٌ یَسیرٌ.
[«پروردگارا، من از تو درخواست مسئلهای کوچک از دریای بیکران لطف تو دارم، درحالیکه نیاز من به آن بسیار است و تو همواره بینیاز از آن میباشی، درحالیکه نزد من مهم و حیاتی شمرده میشود و عطاء آن بر تو سهل و آسان است.»] (معلِّق)
اللَهمَّ إنَّ عَفوَکَ عَن ذَنبی و تَجاوُزَکَ عَن خَطیئَتی و صَفحَکَ عَن ظُلمی و سَترَکَ عَلیٰ قَبیحِ عَمَلی و حِلمَکَ عَن کَثیرِ جُرمی عِندَ ما کانَ مِن خَطَئی و عَمدی، أطمَعَنی فی أن أسألَکَ ما لا أستَوجِبُهُ مِنکَ، الَّذی رَزَقتَنی مِن رَحمَتِکَ و أرَیتَنی مِن قُدرَتِکَ و عَرَّفتَنی مِن إجابَتِکَ؛ فَصِرتُ أدعوکَ آمِنًا و أسألُکَ مُستَأنِسًا، لا خائِفًا و لا وَجِلًا، مُدِلًّا عَلَیکَ فیما قَصَدتُ فیهِ إلَیکَ. فَإن أبطَأ عَنّی عَتَبتُ بِجَهلی عَلَیکَ، و لَعَلَّ الَّذی أبطَأ عَنّی هوَ خَیرٌ لی، لِعِلمِکَ بِعاقِبَةِ الأُمورِ. فَلَم أرَ مَولًی کَریمًا أصبَرَ عَلیٰ عَبدٍ لَئیمٍ مِنکَ عَلَیَّ!
[«بار پروردگارا، گذشت تو از گناه من و چشمپوشی تو از لغزش و خطای من، و بخشش تو از ظلم و ستم من، و ستّاریّت و پردهپوشی تو بر کار زشت و ناهنجار من، و بردباری تو از کارهای خلاف و جرم من، چه از روی خطا و غفلت و چه از روی عمد، مرا به طمع میاندازد که از تو درخواست لطف و کرامتی کنم که خود هیچگاه مستوجب آن نبودهام، که آن برخورداری از دریای رحمت تو، و تماشای قدرت و استیلاء بر جمیع مقدّرات و حوادث عالم وجود است، و اینکه با اجابت دعاء و برآوردن تقاضای من، خود را به من شناساندهای. بنابراین با حال طمأنینه و بدون ترس و دلهره از تو درخواست میکنم و تو را همدم و مونس خویش میپندارم و بدون خوف و دلهره از تو تقاضا مینمایم، و آنقدر در این ارتباط و انس با تو پیش رفتم که با جرئت و جسارت و اصرار در راه و مقصدم به سوی تو درخواست میکنم.
