
توجه به امور اعتباری و کثرات مانع رشد سالک
فقره دعاء: بك عرفتك و أنت دلَتني عليك و دعوتني إليك ولولا أنت لم أدر ما أنت. 1 – سالك راه الهي نبايد فريب مسائل اعتباري و زوالپذير عالم دنيا را بخورد. 2 – لزوم پرهيز افراد از افشاء سرّ برادر مؤمن خود. 3 – بيان معناي سلوك راه الهي در مكتب عرفان. 4 – در چه صورت قيام فرد سالك به عبادات و تكاليف الهي موجب رشد و تكامل او ميشود. 5 – به چه دليل برخي از روايات احترام به فرد ثروتمند به خاطر ثروتش را مستلزم كافر شدن فرد بيان ميكنند.
توجه به امور اعتباری و کثرات مانع رشد سالک
توضیحات:
فقره دعاء: بك عرفتك و أنت دلَتني عليك و دعوتني إليك ولولا أنت لم أدر ما أنت. 1 – سالك راه الهي نبايد فريب مسائل اعتباري و زوالپذير عالم دنيا را بخورد. 2 – لزوم پرهيز افراد از افشاء سرّ برادر مؤمن خود. 3 – بيان معناي سلوك راه الهي در مكتب عرفان. 4 – در چه صورت قيام فرد سالك به عبادات و تكاليف الهي موجب رشد و تكامل او ميشود. 5 – به چه دليل برخي از روايات احترام به فرد ثروتمند به خاطر ثروتش را مستلزم كافر شدن فرد بيان ميكنند.
توجه به امور اعتباری و کثرات مانع رشد سالک
14یعنی من دست بالا را دارم، این بزرگوار از راه سلوک هم وارد میشود، نه تنها از راه چیز، اول سالک روزگار است، میآید سلوک به انسان یاد میدهد، البتّه سلوک نیست. این دُولوک نه سلوک، سلوکی که آن یاد بدهد...! سلوک به انسان یاد میدهد نحوه ارتباطِ با مرید را به انسان یاد میدهد نحوه ارتباطِ با افراد را یاد میدهد، نحوه جذب افراد را به انسان یاد میدهد، اینطوری جذب کنیم آنطوری برویم آنطوری بیائیم این کار را بکنیم و این مسکین خیال میکند رحمان است مسکین خیال میکند....، نمیداند، نمیداند این راهی که این میخواهد طی کند ایشان این راهها را همه را طِی کرده، جزء مَحرمِ سرّها شده و اینی که عرض میکنم شوخی نمیکنمها، این شیطان، تا دم حریم خدا ایستاده، از آنجا به بعد دیگر حقّ ندارد برود، ولی از عالم مادّه تا تمام عوالم بالا این شیطان ایستاده یعنی همه جا هست.
اگر شما در مثال رفتی با شما هست، اگر در ملکوت رفتی با شما هست، اگر در جبروت رفتی....، منتهی در آنجا دیگر خیلی رقیق و لطیف میشود. اینجا میگوید شراب بخور، دزدی بکن،فلان بکن، غیبت بکن، تهمت بزن، از این چیزها، در مثال که رفتی میگوید: صُورِ غیر چیز بیاور، برای چیز فلان بکن، تدبیر کن تدبیر سوء بکن، نقشه کشی بکن، فلان بکن، آن بالاتر رفته در سرّ و اینها، یک حالات و انانیت و نفسانیت و فلان، هی همینطور میرود بالا، آقا میرسیم به یک جا که انسان باور نمیکند که یک شخصی اینطور باشد، اینکه اینطوره، اینکه اینطوره؟ اینکه این مقامات، این چطور این قضیه استها، آن شیطان دست بالا را دارد، من هستم، به جان شریف سرکار از شما جدا نخواهم شد و با شما صیغه اُخُوّتْ خواندم، برادری، اگر مؤمنین در روز عید غدیر با هم صیغه اُخُوّتْ میخوانند این جناب شیطان در هر لحظه صیغهاش را با ما تجدید میکند! در هر لحظه از شبانه روز! هی دست میدهد دست بده آقا! دست بده، محکم دست ما را میفشارد.
