اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توحید در عالم هستی

0
سال 1418
جلسات

فقره دعاء: بك عرفتك و أنت دللتني عليك و دعوتني اليك ولولا أنت لم أدر ما أنت. 1 – توضيحي در ارتباط با كيفيت تحقق وحدت. 2 – تفسير اين بيت از مثنوي: متّحد بوديم و يك گوهر همه * بي و سر و بي پا بوديم آن سر همه 3 – نزديك‌تر بودن اطفال و كودكان به فطرت الهي و نظاره كردن امور از دريچۀ وحدت. 4 – ذكر حكايتي در ارتباط با رفع مشكلات بواسطۀ توسل شخصي به فارابي. 5 – فردي كه بدنبال پيدا كردن عيوب ديگران مي‌باشد خود به آن عيوب مبتلا مي‌شود.

توحید در عالم هستی

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • و صلَّی‌ اللهُ عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبی‌القاسم مُحَمّدٍ

  • و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ

  •  

  •  

  • بِک عَرَفْتُک و اَنْتَ دَلَلْتَنی عَلَیک و دَعَوتَنی اِلَیک و لَو لا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْتَ 

  • عرض شد لازمه وحدت، همگونی و همسانی مرتبه است و تا مرتبه واحد نباشد من جمیع‌الجهات، وحدت متحقّق نمی‌شود و منظور از مرتبه در اینجا غیر از آن مرتبۀ تشکیکی است که قائلین به تشکیک وجود به او معتقد هستند بلکه مرتبه در اینجا نفس جنبه علّیت و معلولیت است و به یک معنا دائره‌اش اَوْسَعِ از مبانی تشکیک در مسألۀ مرتبۀ در وجود است.

  • تا دو چیز در دو رتبه مختلف قرار بگیرند وحدت در آن دو چیز متحقّق نمی‌شود. الآن این کتاب را در این مرتبه قرار می‌دهیم و کتابی را در یک پلّه و در یک درجه بالاتر از او قرار می‌دهیم، این دو در یک مرتبه نیستند و مرتبه آنها تفاوت دارد به تفاوتِ اِین، مکان، و وحدت در اینها متحقّق نیست. همینطور وحدت در نفسِ وجودِ جسمی و مادّی آنها هم متحقّق نیست. چون دو مادّه دو وجودِ مستقل هستند و این دو وجودِ مستقل در دو مرتبه متفاوت از وجود قرار دارد لذا بین اینها هم اتّحاد معنا ندارد. اشتراک معنا دارد نه اتّحاد.

  • در اینجا امام سجّاد علیه ‌السّلام می‌فرمایند که عرفان ما به تو ای پروردگار کی حاصل می‌شود در حالی که ما در دو رتبۀ متفاوت هستیم؟ تو در مقام علّیت هستی در رتبه اعلی هستی در رتبه ارقای از وجود هستی در رتبه تجرّد تام و محض و اطلاق هستی و ما در مراتب مادون هستیم، ما در مراتب ظلمت هستیم در اظلَمُ العَوالمیم، مادّه داریم، تو از مادّه بریء و منزّه هستی، نفس داریم تو از نفس منزّهی، هوی و هوس داریم در تو هوی و هوس راه ندارد، پس این عرفان ما به تو، این چه جایگاهی دارد؟ و آیا واقعاً به شناخت و معرفتِ ما به تو، عرفان اطلاق می‌‌شود یا مطلب چیز دیگر است؟