اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پنج ركن مهم در سیروسلوک الی اللَه

0
جلسات

علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی به پنج اصل حیاتی در راه عرفان می‌پردازد: صمت، سلامت مزاج عزلت، سهر،دوام ذکر.ایشان با استناد به روایات و مثال‌هایی از جمله تمثیل مرحوم قاضی از ته‌نشین شدن رسوبات در حوض، توضیح می‌دهند که چگونه سکوت باعث آرامش قلب و آماده‌سازی نفس برای دریافت تجلیات الهی می‌شود. علامه همچنین بر لزوم پرهیز از گفتار و شنیدنی‌های بیهوده تأکید کرده و سلامت بدن را به عنوان مرکبی برای روح در مسیر حرکت به سوی خدا معرفی می‌کند. به اعتقاد ایشان، حفظ بدن نه تنها با زهد منافاتی ندارد، بلکه عین زهد است، زیرا بدن سالم به سالک کمک می‌کند تا به مقصد برسد.

پنج ركن مهم در سیروسلوک الی اللَه

10
  • بیرون آمدن از محیط دغدغه و تشویش اصل دیگر در سیر و سلوک

  • یکی دیگر از چیزهایی که لازم می‌باشد: بیرون آمدن از محیط دغدغه و تشویش و آشوب است؛ چون انسان که در این معارکِ تشویش و اضطراب است، معاشرت‌های مسموم و برخوردهای مسموم و حرف‌های مسموم، در روح انسان اثر می‌کند و انسان را خراب می‌کند.

  • نفوس مثل ظروف مرتبطه هستند. یکی از مسائل فیزیکی، ظروف مرتبطه‌ است. قاعدۀ ظروف مرتبطه این است که: آن مایعی که در آنها ریخته می‌شود در یک سطح قرار می‌‌گیرد. دل‌ها هم همین‌طورند. وقتی دو دل مثل ظروف مرتبطه به همدیگر ربط پیدا کرد، آن معانی که در یکی می‌‌آید در دیگری هم می‌رود؛ اگر آن ظرف بالا، ظرف ملکوتی باشد، این ظرف پایینی را ملکوتی کرده و هم‌سطح خود می‌کند؛ ولی اگر آن ظرف بالا آلوده باشد، سرکه باشد، آبغوره باشد، مایع متعفّنی باشد، این ظرف پایینی را نیز به رنگ خودش بالا می‌آورد. بنابراین انسان با افرادی که خبیثند، دنیا پرستند، همّ و غمّشان دنیاست، اصلاً نباید بنشیند؛ چون که قلب انسان را می‌‌کشند و می‌برند طرف خودشان.

  • «مَن أَصبَحَ و أَکبَرُ هَمِّهِ ‌الدُّنیا فَلَیسَ مِنَ اللهِ فی شَیء.»1 مردم ولو اینکه خوب هم باشند، نمازخوان هم باشند، همه کار هم بکنند، ولی دو دسته هستند.

  • [مقصودِ اصلی بعضی خدا نیست.] نماز می‌خوانند، روزه هم می‌گیرند، امّا مقصد اصلی آنها دنیاست؛ یعنی دنیا را به خدا نمی‌فروشند؛ اگر در جایی امر خدا پیش بیاید و جای دیگر منفعت مادّی، آنها منفعت مادّی را جلو می‌اندازند. معاشرت با اینها برای انسان ضرر دارد، یعنی مثل همان ظروف مرتبطه می‌ماند، قلب انسان را می‌کشد در سطح خود و انسان به هر کدام از اینها که برخورد کند، انسان را به کانون وجودی و افکار خودش دعوت می‌کند. انسان هرکس را دعوت کند، با هرکس سلام و علیک کند،‌ با هرکس گرم بگیرد، نفس او انسان را به طرف خودش می‌کشد، حالا می‌خواهد نفس خوب باشد، می‌خواهد نفس بد باشد، قبیح باشد یا حسن باشد.

    1. مجموعة ورام، ج ١، ص ١٣٠، با قدری اختلاف؛ معاد شناسی، ج ١٠، ص ٣٣٠: «کسی‌که روزگار خود را بگذراند و مقصد بزرگ او دنیا باشد، از خدا بهره و نصیب ندارد.»