اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پنج ركن مهم در سیروسلوک الی اللَه

0
جلسات

علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی به پنج اصل حیاتی در راه عرفان می‌پردازد: صمت، سلامت مزاج عزلت، سهر،دوام ذکر.ایشان با استناد به روایات و مثال‌هایی از جمله تمثیل مرحوم قاضی از ته‌نشین شدن رسوبات در حوض، توضیح می‌دهند که چگونه سکوت باعث آرامش قلب و آماده‌سازی نفس برای دریافت تجلیات الهی می‌شود. علامه همچنین بر لزوم پرهیز از گفتار و شنیدنی‌های بیهوده تأکید کرده و سلامت بدن را به عنوان مرکبی برای روح در مسیر حرکت به سوی خدا معرفی می‌کند. به اعتقاد ایشان، حفظ بدن نه تنها با زهد منافاتی ندارد، بلکه عین زهد است، زیرا بدن سالم به سالک کمک می‌کند تا به مقصد برسد.

پنج ركن مهم در سیروسلوک الی اللَه

12
  • سودائیانِ عالم پندار را بگو***سرمایه کم کنند که سود و زیان یکیست1
  • سالک همین‌طور که از بَدان، اشرار، افراد غیر اهل‌الله می‌بُرَد، در عزلت می‌آید. عزلت یعنی در حالت دوری از نفوس شریر و نفوس خبیث، نه اینکه عزلت معنایش این است که انسان برود در کوه و در غار زندگی کند، یا درِ خانه را روی خودش ببندد. عزلت، عزلت نفس است، دوری نفس از آن میکروب‌ها، از آن هوای وبایی، از آن فضای افکار آلوده، که خواهی نخواهی هرکس در آن فضا باشد به آن میکروب آلوده می‌شود، یعنی انسان خود را واکسینه کرده و کنار بیاید، بعد آن‌وقت است که کار خودش را می‌کند.

  • لزوم معاشرت با خوبان و اولیاء الهی

  • در مقابل این، معاشرت با خوبان، با اولیاء خدا، با هرکسی که درد خدا دارد، فکر خدا دارد، یک الله از روی اخلاص می‌گوید، خوب و لازم است؛ یعنی آدم را تقویت می‌کند، نیرو می‌دهد؛ و سالک احتیاج به رفیقی دارد، سالک نمی‌تواند به تنهایی سلوک کند، حتماً بایستی یک همدمی در اوقات خستگی داشته باشد که با همدیگر ملاقات کنند، با همدیگر قرآن بخوانند، یا شعرها را با همدیگر معنا کنند، یا نهج‌البلاغه را با هم معنا کنند، یا از خدا بگویند، یا از احوالات عرفاء و بزرگان و اهل یقین و صدّیقین برایش تعریف کند؛ او برای این تعریف می‌کند، این برای او تعریف می‌کند؛ این نشاط می‌آورد.

  • و امّا اگر سالک رفیق نداشته باشد، خسته می‌شود؛ مثل اینکه انسان می‌خواهد یک بیابانی را طیّ کند، درست است، بیابان هم طیّ می‌شود؛ امّا اگر انسان با یک رفیق همدل صحبت کند، این بیابان طولانی به آسانی طیّ می‌شود، به خوشی طیّ می‌شود؛ امّا اگر انسان تنها طیّ کند، خسته می‌شود، کسل می‌شود، طیّ می‌شود ولی با خستگی طیّ می‌شود.

  • بنابراین یکی از دستورات این است که انسان از افرادی که به دردش نمی‌خورند، روحش را آلوده می‌کنند، صحبت‌های آنان موجب تزلزل و اضطراب انسان می‌شود، انسان را ناراحت می‌کند، اشکال می‌کنند، ایراد می‌کنند که آقا چرا این کار را نکردی؟ چرا آن کار را نکردی؟ کاش این کار را می‌کردی تو مثلاً صمصام‌السلطنه شده بودی! شما آقای دکتر‌ هستید و باید در دنیا نامه بدهید! انسان باید از آنها فاصله بگیرد و فاتحه این حرف‌ها را بخواند؛ چون اینها فقط آدم را به پندار گرایش می‌دهند، و از عالم وحدت و نور خدایی پایین می‌آورند و به همین جاها گرفتار می‌‌کنند.

    1. توحید علمی و عینی، ص ٣٠٧، تعلیقه ٢: «این غزل در دیوان حافظ شیرازی، قطع بغلی، که به خطّ جواد شریفی و به سرمایه شرکت تضامنی محمد حسن علمی و شرکاء او به طبع رسیده است، در ص ٥٣ می‌باشد. و در بسیاری از نسخ دیگر حافظ نیست.»