اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

قرب پروردگار به انسان در عین بعد

15٬903
جلسات

تبیین معنای فضل پروردگار. قُرب پروردگار به انسان در عین بُعد. تشبیه نزدیکی خداوند در عین دوری، به رابطۀ نفس و آثار آن. قابل رؤیت نبودن حقیقت نفس. علّت امتناع صورت جسمانی یا خیالی یا عقلی داشتن خداوند. کیفیّت حضور خداوند در همۀ زمان‌ها و مکان‌ها. قوام تمام آثار و لوازم موجودات به حقیقت وجود، و قیام وجود به ذات حق تعالیٰ. معنای «قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجویٰ». مراتب ملائکۀ موکّلۀ بر أعمال. ترجمۀ فقراتی از دعای شریف افتتاح توسط معلّق.

قرب پروردگار به انسان در عین بعد

توضیحات:

تبیین معنای فضل پروردگار. قُرب پروردگار به انسان در عین بُعد. تشبیه نزدیکی خداوند در عین دوری، به رابطۀ نفس و آثار آن. قابل رؤیت نبودن حقیقت نفس. علّت امتناع صورت جسمانی یا خیالی یا عقلی داشتن خداوند. کیفیّت حضور خداوند در همۀ زمان‌ها و مکان‌ها. قوام تمام آثار و لوازم موجودات به حقیقت وجود، و قیام وجود به ذات حق تعالیٰ. معنای «قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجویٰ». مراتب ملائکۀ موکّلۀ بر أعمال. ترجمۀ فقراتی از دعای شریف افتتاح توسط معلّق.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

قرب پروردگار به انسان در عین بعد

9
  • علّت امتناع صورت جسمانی یا خیالی یا عقلی داشتن خداوند

  •  این تقریب برای این بود که قدری مطلب نزدیک بشود، حالا بیاییم سراغ خدا. خدای علیّ اعلیٰ که جسم نیست تا انسان ببیند؛ اگر جسم باشد، در ردیف جسم انسان است و از خود انسان خیلی پایین‌تر است، چون خود انسان یک منیّتی دارد که دیده نمی‌شود و گفتیم جسم از آثار اوست، آن‌وقت خود خدا جسم باشد؟‌! یعنی کنار جسم انسان واقع بشود، نه کنار حقیقت انسان؛ پس درجۀ خدا از درجۀ انسان خیلی کمتر می‌شود و در رتبۀ جمادات قرار می‌گیرد. خدا که جسم نیست و شکل و اندازه هم ندارد تا آدم بتواند تصوّرش کند.

  •  شما یک طیّاره فرض کنید که یک سرش در مشرق عالم و یک سرش در مغرب عالم است، یعنی بزرگی‌اش به اندازۀ تمام عالم است؛ افرادی که در آن نشسته‌اند همۀ عالم هستند، راننده‌اش میکائیل و اسرافیل و جبرائیل و اینها، از این بالاتر هم می‌شود؟ امّا باز هم اندازه دارد! ولی خدا مافوق اندازه است. وقتی مافوق اندازه است، صورت ندارد. وقتی صورت ندارد، قابل تصوّر نیست. انسان آن چیزی را می‌تواند در قوّۀ متخیّله‌اش تصوّر کند که قابل شکل باشد؛ شکل، ملازم با حدّ و اندازه است؛ پس چیزی که حدّ و اندازه ندارد، دیگر شکل ندارد، و چیزی که شکل ندارد قابل تصوّر نیست؛ پس خدا قابل تصوّر نیست. هرچه ذهن انسان بدود و بخواهد یک صورت و شکلی از خدا با دوربین‌ بردارد، خدا مدام از دست او فرار می‌کند و عقب می‌دود و پشت آن ستون می‌رود! آدم تا می‌خواهد با این دوربین یک شکلی بردارد، خودش را پشت آن ستون مخفی می‌کند؛ مثل افرادی که قایم‌موشک‌بازی می‌کنند. تا خودش را نشان می‌دهد و انسان می‌آید او را بگیرد، می‌رود مخفی می‌شود، می‌رود و آدم را دور می‌زند! باز هم یک لحظه اشاره‌ای می‌کند، تا می‌آید نشان بدهد، مخفی می‌شود. خدا خودش را به انسان خوب نشان می‌دهد! یک‌مرتبه می‌آید جلو! امّا شما تا بیایید با ذهنتان یک صورتی از او عکس بردارید، می‌بینید قابل عکس‌برداری نیست.

/ 0