اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

خود محوری و احساس دوئیت داشتن سبب خلف رجاء

14٬547
سال 1419
جلسات

فقره دعاء: الحمدلله الذي لا أدعو غيره و دلو دعوت غير لم يستجب لي دعائي و الحمدلله... لأخلف رجائي. 1 – اصل اوّلي و فطري در روابط و مسائل اجتماعي،میان افراد مسئله ايثار و انفاق و كمك به هم نوع است. 2 – ملاك در داشتن حسن ظنّ یا سوء ظنّ نسبت به افراد چه مي‌باشد. 3 – برخي از شرائط ضمن العقد ميان زوجين خلاف شرع مي‌باشد. 4 – در صورتي كه مرد از قلّت مهرالسنه سوء استفاده كند دادگاه اسلامي او را ملزم به پرداخت مهرالمثل مي‌كند. 5 – به چه دليل امام حسن مجتبي عليه السلام ابن ملجم مرادي را در قبال به شهادت رساندن اميرالمؤمنين عليه السلام قصاص مي‌كنند.

خود محوری و احساس دوئیت داشتن سبب خلف رجاء

توضیحات:

فقره دعاء: الحمدلله الذي لا أدعو غيره و دلو دعوت غير لم يستجب لي دعائي و الحمدلله... لأخلف رجائي. 1 – اصل اوّلي و فطري در روابط و مسائل اجتماعي،میان افراد مسئله ايثار و انفاق و كمك به هم نوع است. 2 – ملاك در داشتن حسن ظنّ یا سوء ظنّ نسبت به افراد چه مي‌باشد. 3 – برخي از شرائط ضمن العقد ميان زوجين خلاف شرع مي‌باشد. 4 – در صورتي كه مرد از قلّت مهرالسنه سوء استفاده كند دادگاه اسلامي او را ملزم به پرداخت مهرالمثل مي‌كند. 5 – به چه دليل امام حسن مجتبي عليه السلام ابن ملجم مرادي را در قبال به شهادت رساندن اميرالمؤمنين عليه السلام قصاص مي‌كنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

خود محوری و احساس دوئیت داشتن سبب خلف رجاء

17
  • من در این مقاله‌ای که نوشتم حالا رفقا خواستند مطالعه کنند اشکالی ندارد. یه قضیّه این تو نقل کردم گفتم ببین آقا! برداشت آقا نسبت به امام و برداشت علّامه نسبت به امام. در یکی از سفرهایی که ما مشهد مشرّف شده بودیم، من مُعَمَّم نبودم حدود نوزده سالم بود هیجده سالم بود این حدودا بود، ماه تابستان یک ماه با مرحوم آقا می‌رفتیم برای زیارت علی بن موسی الرّضا عتبه بوسی اون حضرت می‌رفتیم مشهد. یکسال رفتیم اونجا مرحوم علّامه طباطبایی سه ماهِ تابستان می‌‌آمدند و هر روز هم مجالس داشتند و ما هم می‌رفتیم در مجالس شرکت می‌کردیم و واقعاً مجالس پرخیر و برکتی بود، خیلی، اتّفاقاً آقای مطهری هم آمدند، مرحوم آقای مطهری آمدند مشهد.

  • یه روز مرحومِ آقای مطهری به آقا می‌گویند که آقا ما قرار گذاشتیم پس فردا با علّامه طباطبایی برویم سبزوار به زیارت حاجیِ سبزواری، ماشین هم جا دارد اگر شما می‌خواهید با هم برویم اونجا آقا عذر می‌آورند و می‌فرمایند که من نمی‌توانم کاری دارم فلان دارم یه عذری می‌آورند مؤدّبانه و چیز می‌کنند بعد اونها هم می‌روند ایشون با مرحوم علّامه طباطبایی می‌روند سبزوار و زیارت مرحوم حاجی سبزواری و برمی‌گردند. آقا رو می‌کنند به ما. گفتند آقاجان کسی که به زیارت علّی بن موسی الرّضا می‌آید نباید به کس دیگه نگاه کند اصلاً نباید توجّه کند به غیر علّی بن موسی الرّضا، آیا به جای رفتن سبزوار بهتر نیست دو ساعت بیایی تو حرم بنشینی؟ او عذر مودّبانه آوردند ولی مسئله از این قرار بود اصلاً نباید.... حاجی سبزواری کی است؟ شیخ عطّار کی است؟ بایَزید کی است؟ تمام اینها فانی هستند در علی ابن موسی الرّضا، اوست و بس، و همه صفر و هیچ.

  • تو بیا زیارت علی بن موسی الرّضا هزار برابر هم به حاجی سبزواری ثوابش رو می‌دهند که تو بخواهی بروی، هم به تو می‌دهند ـ این عبارت آقاست ها! از خودم نمیگم ـ فرمودند تو به زیارت امام رضا برو هزار مقابل ثوابی که به دیدن حاجی می‌روی و اینقدر چرخ ماشینت می‌چرخد اینقدر هزارتا به تو، هزارتا هم به اون می‌دهند، امام رضا واسۀ خودش نگه نمی‌دارد اون پخش می‌کند حالا صله‌ای که امام رضا به حاجی بده با صله‌ای که تو بدهی بروی اونجا حمد بخوانی [برابری می‌کند؟] خاک بر سر ما که پاشیم بریم اون صله....، حاجی، می‌گوید صد سال نخواستیم پاشی بیای! تو بجای این که می‌اومدی قبر من، بلند می‌شدی می‌رفتی امام رضا، من از دست اون می‌گرفتم یک مو از دست او گرفتن برای من از عرش بالا رفتن بالاتر است که تو بیای حالا سر قبر [من.] این چی است؟ این معرفت آقا را می‌رساند و این مطلب امتیاز بین آقا و غیر آقا بوده.

/ 613