
مکر پروردگار متعال با انسانها
فقره دعاء: والحمدلله الذي يحلُم عنّي حتّي كأنّي لاذنب لي. 1 – تفسير اين فقرۀ شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: والحمدلله الذي يحلُم عني حتي كأنِّي لا ذنب لي. 2 – ذكر حكايتي در ارتباط با برخورد و مواجه شدن مرحوم حداد با فرد شارب الخمر در طهران. 3 – كيفيت مكر پروردگار با فرد گناهكار غير معترف به گناه خود. 4 – در مواردي كه انسان امري را صلاح دانسته لكن نفس او آنرا نميپذيرد چه بايد كرد؟
مکر پروردگار متعال با انسانها
توضیحات:
فقره دعاء: والحمدلله الذي يحلُم عنّي حتّي كأنّي لاذنب لي. 1 – تفسير اين فقرۀ شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: والحمدلله الذي يحلُم عني حتي كأنِّي لا ذنب لي. 2 – ذكر حكايتي در ارتباط با برخورد و مواجه شدن مرحوم حداد با فرد شارب الخمر در طهران. 3 – كيفيت مكر پروردگار با فرد گناهكار غير معترف به گناه خود. 4 – در مواردي كه انسان امري را صلاح دانسته لكن نفس او آنرا نميپذيرد چه بايد كرد؟
مکر پروردگار متعال با انسانها
11این آقا کافر است. مردک تو حق را میبینی و کفر میورزی؟ جلسه تشکیل میدهی؟ چرا؟ و برای چه؟ ریشت که سفید شده بنده خدا. ریشت سفید شده چند روز دیگر زندهای؟ هان؟ چه گیرت میآید از اینکه این افراد ...؟ بیا من هرچه گیرت میآید به تو میدهم چه گیرت میاد؟ اینکه یک نفر از پیش آقای حداد بیاید. آیا آقای حداد شرب خمر ترویج میکرد، العیاذ باللَه، آقای حداد العیاذ باللَه ترویج قمار و معاصی میکرد؟ چه میکرد؟ میگفت بیایید به طرف خدا. بیایید آثارش را هم ببینید. نمیگفت بیایید بعد میبینید، آن طرف ببینید همین الآن ببینید حی و حاضر. بیایید آثارش را هم ببینید.
آن وقت هی بنشین روضه بخوان: یزید امام حسن را کشت. خب تو یک یزید هستی، روضه برای که میخواهی بخوانی؟ هی بنشین در سرت بزن: شمر آمد سر امام حسین را برید. تو الآن داری هر روز سر امام حسین را میبری. امام حسین یعنی ولایت، امام حسین یعنی هدایت. تو جلوی هدایت هر یک را بگیری یک سیدالشهداء را به قتل رساندی، تو جلوی راهنمایی و هدایت و راه ... دلیل هست دیگر آقا دلیل است. خُب کسی که فرار نکرده دلیل روشن است. مطلب روشن است. بیایید صحبت کنید، کسی فرار نکرده. چطور وقتی آقای آقا سید محمّد حسین وارد مجلس میشود همه شما ساکت میشوید. خب حرف بزنید دیگر. وقتی آقا سید محمد حسین میرود بیرون این درویش است، این دنبال آقای حداد رفته، این دینش را از دست داده. آقا سید محمد حسین بیچاره هم دیگر گرفتار شده. میگفتند. ها آقا سید محمد حسین بیچاره هم دیگر گرفتار شده، آقا سید محمد حسین بیچاره. خیال کردند، این بچه ٥ ساله است واقعاً!
امروز یکی با من صحبت میکرد گفتم که: ای شخص فلانی شما خیال کردید با یک بچه پنج ساله دارید حرف میزنید. این چه طرز حرف زدن است؟! گفتم سن شما چقدر است؟ این حرفهایی که شما میزنید مال بچههای شش، هفت ساله است. گفتم چند سال دارید. هان خیال کردند آقا سید محمد حسین یک بچه است.
