
امیرالمؤمنین علیه السلام آینه تمام نمای حضرت حق
معنای لقب «امیرالمؤمنین» و «وصی». تقدّم مقام عبودیّت بر مقام ولایت. عهد اخوّت پیغمبر با امیرالمؤمنین علیهما السّلام در مکّه و در مدینه. حجّیت امیرالمؤمنین بر جمیع خلایق. أمیرالمؤمنین آینۀ تمامنمای حضرت حق. ظهور نور وجود اجمالاً در پیغمبر و تفصیلاً در امیرالمؤمنین صلوات اللَه علیهما. افاضۀ علوم جبرائیل از امیرالمؤمنین. پیغمبر عهدهدار تنزیل قرآن و امیرالمؤمنین عهدهدار تأویل قرآن. وصول امیرالمؤمنین به بالاترین درجات عالیه، با حفظ مقام عبودیّت و شاگردی پیغمبر صلوات اللَه علیهما. صفات و خصوصیّات امیرالمؤمنین در بیان حضرت خضر. سخط و غضب امیرالمؤمنین در عین مروّت و مهربانی. توصیف یاران حضرت أمیرمؤمنان علیه السّلام آن حضرت را (ت). معنی روایت: «علیٌّ قسیمُ الجَنَّةِ و النّار». صفات انسان کامل و فقیه حقیقی. پیشوایی ائمّۀ اطهار بر تمام مسلمانان مؤمن و منکر. علّت اهمیّت لقب مهدی نسبت به سایر القاب حضرت ولیّعصر. حجّت و امینهای خدا در شهرها و بلاد. معنای قیام حضرت مهدی در عصر غیبت. امداد نمودن حضرت مهدی بهوسیلۀ ملائکۀ مقرّب و روحالقُدُس. ترجمۀ فقراتی از دعای شریف افتتاح توسط معلّق.
امیرالمؤمنین علیه السلام آینه تمام نمای حضرت حق
16«سَیّدَیْ شَبابَ أهلِ الجَّنَة!»1 آقا، پیر در بهشت نیست، پیرزن نیست، اینها به درد بهشت نمیخورند! حوریِ بهشت که عجوزه نیست! تا به حال حوری خمیده و غوز دار نشنیدهایم! این بهشت دیگر جهنّم میشود؛ بهخصوص اگر عجائز با همان صفات خودشان در بهشت طلوع و ظهور کنند، دیگر بهشت را قیامت میکنند! آنوقت خدا آنها را به دختران جوان، بااستعداد و بانشاط تبدیل میکند که معده خوب کار میکند، چشم خوب میبیند، گوش خوب میشنود و از لذّات بهشتی استفاده میکند.
شاید روایتی را که میخواستند جعل کنند اینطور بوده که: «إنّ أبابکر وعمر رئیسا شیابِ أهلِ النّار!» چون در آتش از این پیرمردها و غوز دارها و کمر دردها و اینهایی که گوششان تعفّن میگیرد و چشمشان نمیبیند و ستون نخاعشان پُر از چرک و آتش است [زیاد است]، چون تمام خرابیها در جهنّم است دیگر! [هر خوبی و حُسنی] مال بهشت است و هرچه در مقابلش قرار بگیرد مال جهنّم است.
پیشوایی ائمّۀ اطهار بر تمام مسلمانان مؤمن و منکر
و صَلِّ عَلیٰ أئمَّةِ المُسلِمینَ؛ «صلات و درود بفرست بر ائمّه و پیشوایان مسلمین!»
اینها تنها پیشوایان مؤمنین و امامهای شیعه نیستند؛ بلکه امامهای همۀ مسلمین هستند، میخواهند قبول کنند میخواهند نکنند، اینها امام هستند.
علیِّ بن الحسین؛ «امام چهارم» و محمّدِ بنِ علیٍّ؛ «حضرت باقر که اسمشان محمّد است» و جعفرِ بنِ محمّدٍ؛ «حضرت صادق» و موسی بنِ جعفرٍ و علیِّ بن موسی؛ «حضرت امام کاظم و امام رضا» و محمّدِ بن علیٍّ؛ «حضرت امام تقی» و علیّ بن محمّدٍ؛ «حضرت امام علیّ النقی» و الحسن بن علیٍّ؛ «حضرت امام حسن عسگری» و الخَلَفِ الهادِی المَهدِیّ؛2 «آنکه دنبال حضرت امام حسن عسگری و جانشین اوست، که هدایتکننده، مهدی و هدایتشده است.»
خَلَف: یعنی جانشین؛ مهدی: یعنی هدایتشده.
حضرت مهدی هدایتشدۀ به هدایت خداست که میتواند هدایت کند.
علّت اهمیّت لقب مهدی نسبت به سایر القاب حضرت ولیّعصر
اصلاً چرا حضرت مهدی را مهدی میگویند؟ مگر حضرت مهدی هدایت نمیکند، پس باید بگویند هادی؛ ولی چرا میگویند مهدی و هدایتشده؟! چون مهدی، از هادی مهمتر است؛ چون تا مهدی نباشد هادی هم نیست:
- الإقبال، ج ١، ص ١٤١، فقراتی از دعای شریف افتتاح.
- همان.
