
دعوت به راه خدا بر محوریّت حکمت و موعظۀ حسنه
مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در شرح فقره «اللَهم إنّي أجد سبل المطالب إليك مشرعة و مناهل الرجاء إليك مترعة» ضمن مقایسۀ راههای طلب امور دنیوی و اخروی، راجع به كيفيت ارتباط انسان با پروردگار متعال توضیح داده و میفرماید: این ارتباط، تکوینی است؛ نه تشریعی. ایشان در بخش دیگری از بیاناتشان، با ذکر حکایتی از اصمعی، به كثرت مناجاتها و ادعيه امام سجاد عليه السلام در پيشگاه پروردگار متعال اشاره مینماید. در ادامه مرحوم استاد حسینی طهرانی به تفسير آيه 125 سورۀ مبارك نحل ( ادْعُ إِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي هِيَ أَحْسَن) پرداخته و تأکید میکند که راه خدا، راه لینت است، نه خشونت و نصیحت با کلام نیکوست که بر قلوب تأثیر میگذارد. در این بخش حکایات و خاطرات آموزندهای نقل شده است. در ختام، توصیه سازندهای از مرحوم علامه طهرانی به یکی از شاگردان که در مؤسسه ایشان به کار ترجمه اشتغال داشته، بیان شده است: «زحماتت را با کمتر از خودش معاوضه نکن!»
دعوت به راه خدا بر محوریّت حکمت و موعظۀ حسنه
توضیحات:
مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در شرح فقره «اللَهم إنّي أجد سبل المطالب إليك مشرعة و مناهل الرجاء إليك مترعة» ضمن مقایسۀ راههای طلب امور دنیوی و اخروی، راجع به كيفيت ارتباط انسان با پروردگار متعال توضیح داده و میفرماید: این ارتباط، تکوینی است؛ نه تشریعی. ایشان در بخش دیگری از بیاناتشان، با ذکر حکایتی از اصمعی، به كثرت مناجاتها و ادعيه امام سجاد عليه السلام در پيشگاه پروردگار متعال اشاره مینماید. در ادامه مرحوم استاد حسینی طهرانی به تفسير آيه 125 سورۀ مبارك نحل ( ادْعُ إِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي هِيَ أَحْسَن) پرداخته و تأکید میکند که راه خدا، راه لینت است، نه خشونت و نصیحت با کلام نیکوست که بر قلوب تأثیر میگذارد. در این بخش حکایات و خاطرات آموزندهای نقل شده است. در ختام، توصیه سازندهای از مرحوم علامه طهرانی به یکی از شاگردان که در مؤسسه ایشان به کار ترجمه اشتغال داشته، بیان شده است: «زحماتت را با کمتر از خودش معاوضه نکن!»
دعوت به راه خدا بر محوریّت حکمت و موعظۀ حسنه
11پیغمبر هم گاهیاوقات شوخی میکرد. روزی پیرزنی خدمت پیغمبر آمد و گفت: «دعا کن تا به بهشت بروم.» حضرت فرمود: «پیرزنها به بهشت نمیروند.» او هم شروع به گریه کرد. پیغمبر هم صبر کرد تا خوب گریه کند و بعد فرمود: «منظورم این است که جوان میشوند و میروند!»1 پیغمبر هم گاهیاوقات سر به سر افراد میگذاشت.
زمامداری پیامبران الهی پس از اصلاح باطن خویش
دید امام با دید حکّام و سلاطین فرق میکند، بینش امام علیه السّلام با بینش زرمداران و زورمداران تفاوت دارد. این سلاطین در جلوی مردم یک ظاهر آراسته دارند، ولی باطنی هم دارند که دست نخورده و به حال خودش است و آن باطن، صوَر مختلفی را در ظاهر دارد. ظاهر که باطن را درست نمیکند؛ حالا چه کلاه بر سرم بگذارم یا عمامه، باطنم همان است؛ و اگر هیچکدام را هم بر سرم نگذارم، باز هم باطنم همان است! عمامه و کلاه و ریش و کراوات و عصا و تأدیبی هیچکدام از اینها باطن را درست نمیکند، چون باطن چیز دیگری است! پیغمبران اوّل باطنشان درست شده است، بعد آمدهاند زمام امور مردم را بهدست گرفتهاند! اوّل باطن آنها درست شد و دید آنها تغییر پیدا کرد و ارتباطشان با خدا عوض شد و ربط و تعلّقشان صورت دیگری به خود گرفت، آنگاه با آن دید و با آن بینش و بصیرت و با آن کیفیّت اخلاق متبدّله آمدند و زمام امور مردم را بهدست گرفتهاند! التفات کردید؟!
آیۀ عجیبی راجع به حضرت موسی است که پروردگار میفرماید: ﴿وَٱصۡطَنَعۡتُكَ لِنَفۡسِي﴾؛2 «من تو را برای خودم درست کردم و برگزیدم.» من آن جنبۀ تعلّق بین من و تو را بهوجود آوردهام. حافظ ـ خدا رحمتش کند ـ میفرماید:
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان *** قال و مقال عالمی میکشم از برای تو3 یعنی من اوّل به جایی رسیدهام که غیر از تو، تمام موجودات عالم، موجودات نورانی و ملائکه برای من ملالآور است! یعنی موجوداتی که ما خوابشان را هم نمیبینیم، برای او ملال میآورد!
- . رجوع شود به النّوادر، راوندی، ص 10.
- . سوره طه (20) آیه 41.
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 411.
