
تبیین راه خدا و راه دنیا و نفس
فقره دعاء: اللَهم اني سبل المطالب إليك مشرعة و مناهل الرجاء إليك مترعة. 1 – بيان مضمون يكي از نامههاي مرحوم آيت اللَه خميني به مرحوم علامه طهراني. 2 – بيان فرمايش مرحوم علامه طهراني در خطاب به آيت اللَه خميني. 3 – در منطق مادّيين و دنيا طلبان هدف وسيله را توجيه ميكند. 4 علّت دعوت عمومی خداوند متعال توسط پیغمبران علیهم السلام ،ربط تکوینی همۀ انسانها با خداوند متعال می باشد. 5 – توضيحي در ارتباط با حقيقت مكتب مرحوم علّامه طهراني.
تبیین راه خدا و راه دنیا و نفس
توضیحات:
فقره دعاء: اللَهم اني سبل المطالب إليك مشرعة و مناهل الرجاء إليك مترعة. 1 – بيان مضمون يكي از نامههاي مرحوم آيت اللَه خميني به مرحوم علامه طهراني. 2 – بيان فرمايش مرحوم علامه طهراني در خطاب به آيت اللَه خميني. 3 – در منطق مادّيين و دنيا طلبان هدف وسيله را توجيه ميكند. 4 علّت دعوت عمومی خداوند متعال توسط پیغمبران علیهم السلام ،ربط تکوینی همۀ انسانها با خداوند متعال می باشد. 5 – توضيحي در ارتباط با حقيقت مكتب مرحوم علّامه طهراني.
تبیین راه خدا و راه دنیا و نفس
9میگویند میآیند از کتابها میخوانند، بلند میشوند این حرفها را برای مردم میزنند، بالای منبر این حرفها را میزنند! پس این کتابها را برای کی نوشتهاند؟ برای من و شما نوشتهاند دیگه، اصلًا نخیر! نباید این کتابها را خواند و رفت ....! پس چکار باید کرد؟ کتابها را بیاندازیم در آتش؟ کتابهای محی الدین را نباید خواند! اینها میروند این اسراری که محی الدین گفته برای مردم میگویند! خب گفته که برای مردم بگویند، نگفته که تو کتابخانه گرد بخورد، غبار بخورد، اشکال داری بیا اشکال کن بگو اشتباه است، این چه طرز صحبت کردن است؟ که اینها خیانت میکنند اینها به عرفان خیانت میکنند اینها میروند کتاب میخوانند میروند به مردم میگویند! بیا بگو اینجای حرفت اشتباه است، بسیار خب دلیل میآوریم صحبت میکنیم مینشینیم میپذیریم، اگر اشتباه کرد انسان میپذیرد. امّا اینکه بیاید بگوید ما این وسط و بقیه هم بروند کنار! این چی است؟ شیطان است آقا! منتهی شیطان مرموز! نه آن شیطانی که برای آن عرقخور بیچاره و برای آن داش و قمهکش! شیطان حسابی، شیطان گردن کلفت! شیطانی که میآید و از لابلای رگهای بدن وارد میشود و میرود در مخ و اعصاب و مغز و نفس و سرّ نفوذ میکند. بر اساس آن مرامش و بر اساس آن مسلک خلافش، توجیه میکند در حالی که خود او مبتلا است به همان چیزی که اعتراض میکند! این چیست؟ این شیطان گردن کلفت است آقا! این شیطانی که سراغ این عرقخورهای بیچاره میرود نازک است گردن نازک است با یک استغفار، با یک خدایا، با یک چیز، مسأله حل میشود.
مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی رضوان اللَه علیه یک روز از حرم امیرالمؤمنین بیرون آمد تا بیرون آمد یک دفعه احساس کرد عجب! عالم را جور دیگری میبیند. نظام عالم را قسم دیگری تصوّر میکند، من چه بودم الآن چه میبینم؟ من چه هستم؟ منم که رزق میدهم به همه عالم وجود! منم که خلق عالم به دست من است! من هستم که رزق عالم به دست من است! من هستم که حیات همه ....، الآن این شخصی که دارد توی خیابان راه میرود به اراده من است! اراده کنم میافتد میمیرد! البتّه حالش چیز بودها! بالأخره یک حالی بود و چیز بود! منتهی مرد بود زرنگ بود رند بود گول نخورد گفت: ای نابکار این را من دارم میگویم ایشان حالا چیز دیگر گفت: حالا ما از او شرمنده هستیم و درست مطلب را مثل ایشان نقل نمیکنیم حالا یک قدری پایین ای نابکار! خوب وارد شدی! من عالم وجود را دارم رزق میدهم؟ صبر کن حسابت را میرسم، رو کرد به نفسش حدیث نفس کرد.
