اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها

15٬074
سال 1421

فقرۀ دعاء: اللَهم انّي أجد سبل المطالب إليك مشرعة و مناهل الرجاء إليك مترعة. 1 – تفسير اين فقره شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: اللَّهم اِنّي اَجد سُبَلَ المطالب اليك مُشرعَة. 2 – راه پروردگار متعال واحد مي‌باشد و آن عبارتست از تعلّق و وابستگي نفوس به پروردگار متعال. 3 – همة انسانها قابليّت رسيدن به لقاء پروردگار متعال و مظهريّت صفات جمال و جلال الهي را دارا مي‌باشند. 4 – عدم توانايي خليفه اول از پاسخ‌گويي به سؤالات و شُبهات عُلماي يهودي و نصراني. 5 – چگونه امام سجاد عليه السلام با وجود دارا بودن مقام عظمت مطلقه، اقرار و اعتراف به گناه مي‌كنند. 6 – توضيحي در ارتباط با كلام لفظي و نفسي.

قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها

توضیحات:

فقرۀ دعاء: اللَهم انّي أجد سبل المطالب إليك مشرعة و مناهل الرجاء إليك مترعة. 1 – تفسير اين فقره شريفه از كلام امام سجاد عليه السلام: اللَّهم اِنّي اَجد سُبَلَ المطالب اليك مُشرعَة. 2 – راه پروردگار متعال واحد مي‌باشد و آن عبارتست از تعلّق و وابستگي نفوس به پروردگار متعال. 3 – همة انسانها قابليّت رسيدن به لقاء پروردگار متعال و مظهريّت صفات جمال و جلال الهي را دارا مي‌باشند. 4 – عدم توانايي خليفه اول از پاسخ‌گويي به سؤالات و شُبهات عُلماي يهودي و نصراني. 5 – چگونه امام سجاد عليه السلام با وجود دارا بودن مقام عظمت مطلقه، اقرار و اعتراف به گناه مي‌كنند. 6 – توضيحي در ارتباط با كلام لفظي و نفسي.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

قابلیت رسیدن به لقاء اللَه برای همه انسان ها

15
  • چون انسان به این فعل تعلّق دارد چون انسان به نفس خودش تعلّق دارد به بدن خودش تعلّق دارد و به اعضاء و جوارح تعلّق دارد و به افعال تعلّق دارد لذا افعال را هم این به خودش می‌آید نسبت می‌دهد، افعال را به خودش نسبت می‌دهد. حالا اگر انسان تعلّق نداشت همانطور که مثال زدم، آن افعال را واقعاً به صاحب الفعل، به آن معطی، به صاحب اصلی، به او نسبت می‌دهد. ما این عباداتی را که انجام می‌دهیم این عبادات را به خود نسبت می‌دهیم، می‌گوییم خدایا ما برخواستیم و برای تو نماز خواندیم و خب دروغ هم نگفتیم ما بلند شدیم نماز خواندیم دیگر، خدایا ما روزه گرفتیم خدایا ما حجّ انجام دادیم خدایا ما جهاد کردیم خدایا ما انفاق کردیم، چون می‌بینیم واقعاً این کار را انجام دادیم، ما آن کار را کردیم. امام ـ علیه‌السّلام ـ می‌گوید خدایا تو انفاق کردی، خدایا تو حجّ به جای آوردی خدایا تو عبادت کردی خدایا تو انفاق کردی. چه فرقی است بین امام و بین ما؟ چه فرقی در اینجا هست؟ ما می‌گوییم ما این کار را کردیم، او می‌گوید تو این کار را کردی. مسأله به خاطر این است، وقتی که یک شخصی از مقام نفس عبور می‌کند و آن تعلّقات نفس را به بدن و به صفات و به افعال، آن تعلّقات قطع می‌شود و هیچ تعلّقی بین خود و بین وجود و افعال و صفات خود نمی‌بیند و فقط و فقط در عالم وجود یک حقیقت مشاهده می‌کند، دیگر در آنجا برای خود وجودی نمی‌بیند که آن وجود عبادت کند، آن وجود نماز بخواند آن وجود انفاق کند آن وجود حجّ به جای بیاورد.

  • او می‌گوید وجود من از اوست پس افعال من به طریق اُولی باید از او باشد. عبادتی را که من انجام می‌دهم آن عبادت باید به طریق اُولی باید از او باشد چرا؟ چون وقتی که اصل وجود از اوست پس صفات و ذهنیّات و افعال و اراده و مشیّت و خصوصیّات به طریق اُولی باید آن تابع آن وجود، از او باشد، این طور نیست؟ وقتی که اصل حقیقت انسان ربط محض است، آثاری که مترتّب بر این ربط محض است چطور آن آثار، آثار استقلالی باشد؟ آن آثار غناء ذاتی داشته باشد؟ آن آثار مستغنی بالذات باشد؟ اصل وجود از اوست آثار که دیگر هیچ! اصل حقیقت انسان از اوست، آن افعالی که از انسان سر می‌زند که دیگر هیچ! آن که همه هیچ در هیچ است.

/ 260