اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قیام علیه طاغوت متوقف بر اذن و دستور امام معصوم

0
سال 1421

فقره دعاء: اللَهم إنّي أجد سبل المطالب إليك مشرعة و مناهل الرجاء إليك مترعة. 1 – بيان مراد از كلمه «المطالب» در عبارت امام سجاد عليه السلام: اللّهم اِنّي أجد سبُل المطالب اليك مشرعة. 2 – مرحوم علامه طباطبائي مي‌فرمودند: مراد از «و لدينا مزيد» همان جنة الذات مي‌باشد. 3 – فردي كه نماز را همراه با اذان و اقامه مي‌خواند دو صف از ملائكه به او اقتدا مي‌كنند. 4 – ذكر حكايتي از مرحوم حداد رضوان اللَه عليه در ارتباط با طولاني بودن ركوع مرحوم سيد مرتضي كشميري. 5 – بيان احوال و خصوصيات فردي كه مرحوم انصاري رضوان اللَه عليه اورا از جملۀ اصحاب اليمين مي‌دانستند. 6 – جايگاه و موقعيت والاي زيد بن علي و عدم تبعيّت او از دستور امام سجاد عليّه السلام مبني بر عدم قيام. 7 – ظلم و آزارهاي بني الحسن نسبت به امام باقر و امام صادق عليه السلام. 8 – بيان حالات مرحوم علامه طهراني در هنگام ارتحال.

قیام علیه طاغوت متوقف بر اذن و دستور امام معصوم

11
  • یک شب یک قضایائی پیش آمد و ایشان یک وصیّتی کردند به ما در آن شب، که اگر من از دنیا رفتم اینطور بشود، اینطور بشود، این کارها را انجام بدهید، بعد ما یک مقداری هم چنین قضیّه را شوخی می‌گرفتیم باور نمی‌کردیم که حالا مثلاً ایشان هم بطور ضرس قاطع بروند، گفتند چه تصوّری داری؟ تصوّر چیه؟ همۀ ما رفتنی هستیم آقا، تو چه تصوّری داری؟ چطور فکر می‌کنی؟ تو خیال می‌کنی من ناراحتم؟ آقای آسیّد محسن من خوشم! یک من خوشمی گفتند که این را ما تا عمر داریم فراموش نمی‌کنیم، یک من خوشمی خلاصه گفتند که یک پا به این دنیا، یک پا به آن دنیا، اینجوری خوش بودند که دنیا و آخرت و همه را به اهلش بخشیده بودند! خب این هم یک جور، این یک جور رفتن است.

  • یک جور رفتن دیگر، یکی از آقایان در یک جایی، در یک شهرستانی مبتلا به یک ناراحتی شده بود و اطباء به او گفته بودند که [با] این ناراحتی شش ماه [بیشتر] دوام [نمی‌آورد]، می‌گفتند اصلاً کسی نمی‌تواند عیادت این برود توی خانه، یعنی یک نفری می‌خواست بیاید عیادت وحشت می‌کرد که این آمده عیادت من که من می‌خواهم بمیرم! اصلاً راه نمی‌داد و بیچاره آن شش ماه را به دو ماه تقلیل داد یعنی از غصّه دو ماه[ه] رفت! 

  • مرا اسب رهروی بخشید***که چنین است در جهان نبدید
  • او چنان تند بود در رفتن***که به یک دَم به آخرت برسید
  • حالا این آقا به او شش ماه مهلت دادند، از غصّۀ این که سر شش ماه دیگر می‌خواهد بمیرد دو ماهه رفت! می‌گفتند وقتی که می‌رفتند برای دیدن این شخص، مرتعش می‌شد مضطرب می‌شد چنان قیافه‌ای داشت چنان صورتی داشت که اصلاً شخص حمد نخوانده بیرون می‌آمد! چیست؟ شما که خیلی بالای منبر هی می‌گفتی که آقا مرگ فقط عبور است الموت قنطرةٌ، مرگ برای مؤمن اَحلی مِنَ العسل است، مرگ برای فلان...! چی شد؟ عرض کردم خدمتتان همۀ این‌ها حرف است، پایش که می‌رسد وقتی تو مانیتور آن نوار قلبی نشان می‌دهند یکی یکی دارد اعضاء از کار می‌افتد آن موقع معلوم می‌شود حالت چطور است! وقتی داری می‌بینی که آقا سمت دهلیز چپ از کار افتاد سطح تحتانی از کار افتاد فرکانس دارد تغییر پیدا می‌کند آن موقع می‌خندی یا نه؟ آن موقع زودتر سکته می‌کنی!