
لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق
فقره دعاء: و أنّ الراحل إليك قريب المسافة 1 عدم شناخت و معرفت افراد نسبت به پروردگار متعال 2 ذکر حکایتی در ارتباط با توجّه فردی نسبت به امور اعتباری و نفسانی و عملکرد استاد در قبال او 3 لزوم تحفّظ و مراقبت افراد نسبت به ورود خطورات فاسد در ذهن ایشان 4 سالک راه الهی امور خود را بر اساس وظیفه وتکلیف خویش انجام داده ومؤثری جز پروردگار متعال در عالم وجود نمی بیند. 5 روح عزّت وحمیّت اسلامی مرحوم علامه طهرانی مانع از رفتن ایشان به دول کفر برای معالجۀ بیماری های خود می شود.
لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق
توضیحات:
فقره دعاء: و أنّ الراحل إليك قريب المسافة 1 عدم شناخت و معرفت افراد نسبت به پروردگار متعال 2 ذکر حکایتی در ارتباط با توجّه فردی نسبت به امور اعتباری و نفسانی و عملکرد استاد در قبال او 3 لزوم تحفّظ و مراقبت افراد نسبت به ورود خطورات فاسد در ذهن ایشان 4 سالک راه الهی امور خود را بر اساس وظیفه وتکلیف خویش انجام داده ومؤثری جز پروردگار متعال در عالم وجود نمی بیند. 5 روح عزّت وحمیّت اسلامی مرحوم علامه طهرانی مانع از رفتن ایشان به دول کفر برای معالجۀ بیماری های خود می شود.
لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق
13اگر به یک نقطهای این بشر برسد که تمام این علل و اسباب از او گرفته شود، همه که گرفته شد یکدفعه شروع میکند به چی؟ آن وجدان و آن فطرت برمیگردد به او، آنکه مخفی شده بود سالها آن که گذاشته بود در صندوق و در آن را هفتتا قفل زده بود. برمیگردد به آن صندوق و یک مرتبه یادش میافتد که هان یک حضرت اباالفضلی هم ما داریم. یک فرض بکنید که حضرت علی اصغری هم داریم، یک نذر و نیازی هم داریم، شروع میکند به این نذر و نیاز و اینها.
چرا اینطور است؟ به خاطر اینکه راه را از اوّل کج رفته است. آن کسی که راه را کج میرود وقتی به نقطهای میرسد برمیگردد. آن کسی که راه را کج میرود وقتی که به ورشکستگی میافتد یاد خدا در او پیدا میشود. آن کسی که راه را کج میرود وقتی مرض صَعب العلاجی به سراغ او میآید آن موقع یاد خدا و یاد عوالم غیب و اینها میکند، یاد رحمت خدا میکند، آن کسی که راه را کج میرود وقتی که برای او گرفتاری و شدّتی پیدا بشود آن موقع به خدا توجّه میکند. اما اگر کسی از اوّل درست برود، از اوّل فکرش درست باشد از اول او را دور نبیند. حالا إنشاءاللَه در جلسه آینده عرض خواهیم کرد که چطور میشود انسان او را دور نبیند و چرا او نزدیک است؟ اگر از اوّل انسان راهش را درست کند و فکرش را درست کند آن دیگر نیاز به رَفض و نفی این اسباب و أدوات و وسائل ندارد هر قسمی که خدا برایش پیش بیاورد برایش مساوی است. برایش ناراحتی پیش بیاورد اینجا بماند، مساوی است طهران برود مساوی است خارج از استان باشد مساوی است، خارج از کشور باشد مساوی است هیچ کجا نباشد، اصلًا به این ناراحتی از دنیا برود مساوی است، برایش مساوی است. مُردن برای برای او دیگر مَهلکه و هلاکت نیست، دیگر مُردن برای او تعویض و تبدیل است نه مَهلکه، فشار و مشکلات، دیگر برای او ابتلاء سوء نیست بلکه ابتلاء حَسَن است و او را تصفیه میکند و او را مُزکی میکند.
