
اهمیّت خواست و طلب بندگی وعبودیت
فقره دعاء: و قد قصدت إليك بطلبتي و توجّهت إليك بحاجتي... و سكوني إلي صدق وعدك. 1 توضیحی راجع به این فقرۀ شریفه از کلام امام سجاد علیه السلام :وقد قصدت الیک بطلبتی 2 بیان حکم فقهی هبه به رحم وخویشاوند وغیر آن 3 انسان بايد تنها عبد پروردگار متعال بوده و خود را از هر قید و تعلقی غیر از او رها کند. 4 حرّیت وآزادمنشی مرحوم آیت اللَه شیخ عبدالکریم حائری در پذیرش آراء اشتباه خود 5 بیان تفاوت بینش ودیدگاه اهل عرفان وغیر ایشان در انجام عبادات وتکالیف الهی 6 توضیحی راجع به فرمایش امیر المؤمنین علیه السلام در ارتباط با دیدگاه مؤمن واقعی در عبادت پروردگار متعال«وجدتك اهلاً للعبادة»
اهمیّت خواست و طلب بندگی وعبودیت
توضیحات:
فقره دعاء: و قد قصدت إليك بطلبتي و توجّهت إليك بحاجتي... و سكوني إلي صدق وعدك. 1 توضیحی راجع به این فقرۀ شریفه از کلام امام سجاد علیه السلام :وقد قصدت الیک بطلبتی 2 بیان حکم فقهی هبه به رحم وخویشاوند وغیر آن 3 انسان بايد تنها عبد پروردگار متعال بوده و خود را از هر قید و تعلقی غیر از او رها کند. 4 حرّیت وآزادمنشی مرحوم آیت اللَه شیخ عبدالکریم حائری در پذیرش آراء اشتباه خود 5 بیان تفاوت بینش ودیدگاه اهل عرفان وغیر ایشان در انجام عبادات وتکالیف الهی 6 توضیحی راجع به فرمایش امیر المؤمنین علیه السلام در ارتباط با دیدگاه مؤمن واقعی در عبادت پروردگار متعال«وجدتك اهلاً للعبادة»
اهمیّت خواست و طلب بندگی وعبودیت
10دست از طلب ندارم تا کام من برآید *** یا جان رسد به جانان یا جان ز تن درآید بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر *** کز آتش درونم دود از کفن برآید این آتش درون یعنی آن طلب یعنی طلبی که جان باید به جانان برسد امام سجاد میفرماید آقاجان وقت خودت را صرف نخودچی و لوبیا و پشمک و چغندر و پفک و اینها نکن ببین حافظ چه گفته؟ جان به جانان برسد.
برو دنبال آن قضیّه، البتّه انسان درخواست خودش غیر از خدا چیزی را نباید در نظر داشته باشد ولو چیز صغیر، صغیر و کبیر برای او یکی است. اما آنچه که مدّ نظر او باید باشد و همّتش را در او منعطف کند آن عبارت از چیست؟ آن عبارت از فنای در او و عبودیت در او است.
یک روز مرحوم آقا میفرمودند عدهای آمدند پیش امام حسین، عبارت ایشان این بود از افرادی که هر کدامشان افراد کارکردهای بودند ها ﴿وَٱخۡتَارَ مُوسَىٰ قَوۡمَهُۥ سَبۡعِينَ رَجُلٗا﴾1 هفتاد تا حضرت موسی از کار کردهها، خلاصه افراد با سعه، افراد متمایز از سایر اشخاص اختیار کرد که اینها را بیاورد برای مِیقاتِنا برای ملاقات با ما، برایاینکه آنها آثار و انوار جمال و جلال هم مشاهده کنند بیاید و آنها را ببیند، آمدند آنجا، خب راجع به حضرت موسی داریم ﴿فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُۥ لِلۡجَبَلِ جَعَلَهُۥ دَكّٗا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقٗا﴾2 خب نتوانستند تحمل کنند، اینها آمدند پیش امام حسین علیه السّلام چند نفر از اینگونه افراد و گفتند خلاصه امام حسین ما میخواهیم کار ما را بسازی کار ما را درست کنی خب به حرف خیلی آسان میآید، حضرت فرمودند تحمّل ندارید خب فهمیدند مقصود چیست؟
آن امام حسین هم که خب....، گفتند نه هیچ فایده ندارد، خیال کردند اینجا هم ماست و خیار است یا فرض بکنید...، نه تحمل ندارید. حضرت فرمودند یکی از شما حالا بیاید بیینید چه بر سرش میآید اگر شما خواستید بعد بعدی بیاید، یکییکی، یکدفعه ما تجلّی نکنیم اگر تجلی کنیم همۀ اوضاعتان به هم میریزد زندگیتان فلان خلاصه، خلاصه حضرت یکی صدا کردند گفتند کیست؟ یک کسی بلند شد گفت ما، خوش به حالش خوش به سعادتش، بلند شد رفت تو برگشت دیدند گیجِ ویجِ زده به سرش این اصلاً حرف نمیزند نه چیز میکند چه بلایی سرش درآوردند! بقیّه گفتند نه نه نه اگر اینطوری است ما نمیخواهیم. اگر این طور چیز بکنید... رفتند بله
- . اعراف (7) آیه 155.
- . سوره اعراف (7) آیه 143.
